سرطان
انواع مختلف سرطان به حالات متفاوتي رفتار ميكنند. به عنوان مثال سرطان ريه و سرطان پستان، بيماريهاي متفاوتي هستند و با سرعتهاي متفاوت رشد ميكنند. در نتيجه درمانهاي متفاوتي هم براي هركدام صورت ميگيرد.
بسياري از سرطانها بر اساس اندام يا نوع سلولي كه از آن منشاء ميگيرند، نامگذاري ميشوند. براي مثال سرطاني كه از ريه منشاء ميگيرد، سرطان ريه ناميده ميشود يا سرطاني را كه از سلولهاي ملانوسيت پوستي منشاء ميگيرد، ملانوما مينامند.

هنگامي كه سرطان پخش ميشود، متاستاز ميدهد. سلولهاي سرطاني اغلب در گرههاي لنفاوي نزديك يا ناحيهاي يافت ميشوند. وقتي سرطان از مكان اصلي خود به نقطه ديگري از بدن متاستاز ميدهد، تومور جديد همان خصوصيات مشابه سلولهاي غيرطبيعي و همان نام تومور اوليه را خواهد داشت. براي مثال اگر سرطان ريه به مغز متاستاز دهد، سلولهاي سرطاني در مغز، همان سلولهاي سرطان ريه هستند و بيماري نيز نام سرطان متاستاتيك ريوي ناميده ميشود.
به طور كلي سرطانهاي شايع در مردان، شامل پروستات، روده بزرگ، ريه و در زنان، شامل پستان، روده بزرگ، رحم و تخمدان هستند.
علل احتمالي سرطان و راههاي پيشگيري
هر چه بيشتر درباره علل ايجاد سرطان آگاهي داشته باشيم، بهتر ميتوانيم راههاي پيشگيري از آن را پيدا كنيم. دانشمندان در آزمايشگاهها به جستجوي علل احتمالي ايجاد سرطان مشغول هستند و تلاش ميكنند تا بفهمند هنگامي كه سلولها سرطاني ميشوند، چه چيزي در آنها به وقوع ميپيوندد. محققان همچنين الگوهاي سرطان را در جمعيتهاي مختلف مطالعه ميكنند تا عواملي (riskfactors) را كه احتمال ابتلا به سرطان را افزايش ميدهند، كشف كنند. همچنين در جستجوي عوامل حفاظتكنندهاي هستند كه خطر ابتلا به سرطان را كاهش
ميدهند.
حتي پزشكان به ندرت قادرند توضيح دهند كه چرا برخي افراد به سرطان مبتلا ميشوند و عدهاي ديگر نميشوند. واضح است كه سرطان از طريق صدمه جسمي مانند ضربه شديد يا كوفتگي ايجاد نميشود. اگرچه آلوده شدن با برخي ويروسهاي خاص ميتواند خطر ابتلا به برخي انواع سرطان را افزايش دهد، اما سرطان مسري نيست و هيچكس سرطان را از شخص ديگر نميگيرد.
در واقع سرطان طي زمان ايجاد ميشود و ناشي از تركيب عوامل مربوط به شيوه زندگي، وراثت و محيط است. برخي عوامل كه احتمال پيدايش سرطان را در يك فرد افزايش ميدهند، شناسايي شدهاند. بسياري از انواع سرطانها به دليل مصرف تنباكو و برخي خوراكيها و نوشيدنيها، قرار گرفتن در معرض اشعه فرابنفش خورشيد و تا حدي كمتر، قرار گرفتن در معرض مواد ايجادكننده سرطان (كارسينوژنها) در محيط زندگي و محل كار به وجود ميآيند كه البته برخي افراد نسبت به ديگران به اين عوامل حساستر هستند.
با اين همه، اكثر افرادي كه مبتلا به سرطان ميشوند هيچيك از عوامل شناخته شده را ندارند و همچنين بسياري از افرادي كه عوامل خطرزا را با خود دارند، به سرطان مبتلا نميشوند.
خوشبختانه از برخي عوامل ايجادكننده سرطان ميتوان پيشگيري كرد، هرچند برخي ديگر مانند عوامل وراثتي غيرقابل پيشگيري هستند. در هر حال بهتر است كه از وجود آنها مطلع بود، چراكه ميتوان با آگاهي از عوامل خطر و همچنين مشورت با پزشك درباره معاينات پزشكي از برخي عوامل خطرزاي شناخته شده پيشگيري كرد. به طور كلي برخي عوامل خطرزا وجود دارند كه احتمال پيدايش سرطان را افزايش ميدهند.
به عنوان مثال كشيدن تنباكو، جويدن و در معرض دود آن قرار داشتن، سببساز حدود يكسوم مرگهاي ناشي از سرطان در هر سال است. در افراد سيگاري، خطر ابتلا به سرطان ريه با تعداد سيگاري كه در روز كشيدهاند، تعداد سالهايي كه سيگار كشيدهاند، نوع سيگار و اينكه به چه شدت دود آن را استنشاق كردهاند، افزايش مييابد. در كساني كه روزانه يك بسته سيگار استعمال ميكنند، ريسك ابتلا به سرطان ريه حدود 10 برابر افراد غيرسيگاري است. سيگاريها همچنين در معرض پيدايش انواع ديگر سرطانها نسبت به افراد غيرسيگاري هستند (مانند سرطان دهان، حنجره، مري، پانكراس، مثانه، كليه و گردن رحم). سيگار كشيدن همچنين ميتواند احتمال پيدايش سرطانهاي معده، كبد، پروستات، كولون و ركتوم را افزايش دهد. خبر خوب اين كه خطر سرطان بلافاصله پس از اينكه شخص سيگار را ترك كند شروع به كاهش مينمايد و خطر بتدريج هر ساله پس از ترك كردن رو به كاهش ميرود.
هرچه بيشتر درباره علل ايجاد سرطان آگاهي داشته باشيم، بهتر ميتوانيم راههاي پيشگيري از آن را پيدا كنيم
مطالعات نشان ميدهند مواجهه با دود سيگار در محيط ـ كه دود غيرمستقيم (passive smoking) ناميده ميشود ـ نيز خطر سرطان ريه را در افراد غيرسيگاري افزايش ميدهد.
تغذيه به عنوان عاملي ديگر در بروز انواع سرطان است. به همين دليل هم محققان در پي يافتن اين واقعيت هستند كه چگونه عوامل تغذيهاي در پيدايش سرطان نقش ايفا ميكنند. برخي شواهد، از ارتباط غذاي پرچرب و سرطانهاي بخصوصي مانند سرطانهاي كولون، رحم و پروستات حكايت دارند. همچنين چاق بودن بيش از حد در ميان زنان مسنتر ممكن است با سرطان پستان در ارتباط باشد. از سوي ديگر، برخي مطالعات بيانگر آن است كه غذاهاي حاوي فيبر و مواد تغذيهاي خاص، ميتوانند در برابر برخي انواع سرطان نقش حفاظتي داشته باشند.
مردم ميتوانند خطر ابتلا به سرطان را با انتخاب غذاهاي سالم كاهش دهند. تغذيه متعادل عبارت است از مقادير فراوان غذاهاي غني از فيبر، ويتامينها، مواد معدني و كمچرب. اين به معناي خوردن مقادير فراوان ميوه، سبزي و غلات در روز و مصرف كمتر تخممرغ، گوشت پرچربي و لبنيات داراي چربي فراوان (مانند شير كامل، كره و اغلب پنيرها)، سس سالاد، مارگارين و روغن سرخ كردني است.
بسياري از دانشمندان معتقدند انتخاب ماده غذايي سالم بسيار مفيدتر از مصرف انواع مكملهاي ويتاميني و مواد معدني است.
در اين ميان تابش اشعه فرابنفش هم يكي ديگر از عوامل افزايشدهنده خطر ابتلا به سرطان است. تابش اين اشعه موجب پير شدن زودرس پوست و آسيب پوستي است كه ميتواند منجر به سرطان پوست شود. براي كاهش خطر ابتلا به سرطان پوست كه با تابش اشعه فرابنفش ايجاد ميشود، بهتر است از مواجهه با خورشيد در ميانه روز (10 صبح تا 3 بعدازظهر) اجتناب كرد.
روش ساده ديگر آن است كه وقتي سايه شما از خود شما كوچكتر است، از ايستادن مقابل خورشيد پرهيز كنيد.
استفاده از كلاه لبه پهن، عينكهاي آفتابي جذبكننده اشعه فرابنفش، شلوار و لباسهاي آستين بلند هم جنبه حفاظتي دارند.
الكليها احتمال فزاينده پيدايش سرطانهاي دهان، گلو، مري، حنجره و كبد را افزايش ميدهند. برخي بررسيها بيانگر آن است كه حتي نوشيدن متوسط يا كم الكل ممكن است، احتمال ابتلا به سرطان پستان را افزايش دهد.
پرتو يونيزان را هم بايد يكي ديگر از عوامل تشديد احتمال بروز سرطان دانست. سلولها ممكن است تحت تاثير اشعه ايكس يا مواد راديواكتيو آسيب ببينند. در دوزهاي زياد، اشعههاي يونيزان ميتوانند موجب سرطان يا ديگر بيماريها شوند. تحقيق درباره بازماندگان بمباران اتمي در ژاپن نشان ميدهد پرتو يونيزان، خطر پيدايش لوكمي و سرطانهاي پستان، تيروئيد، ريه، معده و ساير اندامها را افزايش ميدهد.
قبل از دهه 1950 ميلادي، اشعه ايكس به منظور درمان بيماريهاي غيرسرطاني (مانند تيموس و لوزه بزرگ شده، كچلي سر و آكنه) در كودكان و جوانان به كار ميرفت. افرادي كه پرتودرماني به سر و گردن دريافت كردهاند خطر بيش از حد متوسط پيدايش سرطان تيروئيد در آنها طي سالهاي بعد وجود دارد. به همين علت بيماراني كه سابقه چنين درمانهايي دارند، بايد موضوع را با پزشك خود در ميان بگذارند.
در اين ميان ،پرتودرماني كه بيماران براي درمان سرطان دريافت ميكنند نيز ميتواند به سلولهاي طبيعي آنها آسيب برساند. به همين دليل بيماران بايد درباره خطر پيدايش سرطان ثانويه پس از پرتودرماني با پزشك خود مشورت كنند، البته خطر پيدايش سرطان ثانويه بستگي به سن بيمار در زمان درمان و همچنين بخشي از بدن كه مورد درمان قرار گرفته دارد.
در اين ميان اشعه ايكس كه در راهكارهاي تشخيصي كاربرد دارد، افراد را در معرض سطوح كمتري از پرتوتابي (نسبت به اشعه ايكسدرماني) قرار ميدهد و البته منفعتهاي چنين اقداماتي بيش از مضرات آنهاست، با وجود اين مواجهه مكرر ميتواند مضر باشد، بنابراين بهتر است درباره لزوم انجام عكسبرداري و استفاده از پوشش براي محافظت ديگر نقاط بدن به پزشك مشورت شود.
از طرفي قرار گرفتن در معرض مواد شيميايي خاص، فلزات يا حشرهكشها ميتواند خطر سرطان را افزايش دهد. آزبست، نيكل، كادميوم، اورانيوم، رادون، وينيل كلرايد و بنزن مثالهاي شناخته شدهاي از مواد سرطانزا هستند. اين مواد ميتوانند به تنهايي يا همراه ساير مواد سرطانزا مانند كشيدن سيگار خطر ابتلا به سرطان را افزايش دهند. اين به آن معناست كه استنشاق آزبست ميتواند سبب مزوتليوما شود و در افرادي كه با آزبست سر و كار دارند و سيگاري هم هستند، احتمال بروز اين عارضه افزايش مييابد.
از ديگر عوامل پيدايش سرطان ميتوان به جايگزين كردن هورمونها در زنان يائسه و دياتيل استيل بسترول (DES) كه فرم صناعي استروژن است، اشاره كرد. مادران بارداري كه طي دوران بارداري از DES استفاده كردهاند، دخترانشان در معرض خطر پيدايش سرطان رحم و واژن هستند. برخي سرطانها مانند ملانوم، پستان، تخمدان، پروستات و كولون در برخي خانوادهها بيشتر از جمعيت عادي روي ميدهند.
نشانههاي سرطان
سرطان نشانههاي متنوعي را در فرد ايجاد ميكند كه برخي از آنها عبارتند از ضخيم شدن يا به وجود آمدن توده در پستان يا هر جاي ديگر از بدن، تغيير واضح در يك زگيل يا خال، زخمي كه بهبود نمييابد، سرفه آزاردهنده يا خشونت صدا، تغييرات در عادات رودهاي يا ادراري، سوءهاضمه يا مشكل در بلع، تغييرات غير قابل توجيه در وزن و در نهايت خونريزي يا ترشح نامعمول. البته ايجاد اين نشانهها يا ساير علائم و نشانهها، هميشه نشانه پيدايش سرطان نيست. ممكن است اين علائم، نشانه عفونتها، تومورهاي خوشخيم يا مسائل ديگر باشند. فراموش نكنيد كه سرطان در مراحل ابتدايي درد ايجاد نميكند.
اگر نشانههايي وجود داشته باشد كه احتمال وجود سرطان را برانگيزاند، پزشك بايد درباره سابقه خانوادگي بيمار و اينكه در خانواده يا نزديكان وي سابقه سرطان وجود داشته و همچنين درباره تماس با مواد شيميايي و آلايندهها و شغل فرد پرسش كند و همچنين فرد را مورد معاينه فيزيكي قرار دهد تا علائم احتمالي سرطان (مثلا وجود توده در پستان، گرههاي لنفاوي برجسته، زردي، توده شكمي و...) را پيدا كند. علاوه بر اين، پزشك بر حسب شرح حال و معاينه فيزيكي ميتواند تشخيص افتراقيها را در نظر گرفته با توجه به آنها آزمايشها و تستهاي آزمايشگاهي لازم را درخواست كند.
در پي ردپايي از سرطان
آزمايش خون و ادرار ميتواند اطلاعات ارزشمندي را درباره سلامتي يك فرد به پزشك ارائه كند. در برخي موارد، آزمايشهاي مخصوصي به كار ميرود تا ميزان مواد معيني را به نام نشانگرهاي تومور در خون، ادرار و بافتهاي مشخصي اندازهگيري كند. سطح نشانگرهاي تومور در صورت وجود برخي انواع سرطان ممكن است غيرطبيعي باشد. البته تستهاي آزمايشگاهي بهتنهايي براي تشخيص سرطان كافي نيست.
از طرفي تصاوير مناطق مختلف داخل بدن به پزشك كمك ميكنند تا تشخيص دهد توموري وجود دارد يا خير. تصويربرداري به كمك اشعه ايكس ميتواند به شيوههاي مختلف از جمله تصويربرداري ساده و انواع سيتياسكن صورت پذيرد. در عكس ساده ضايعات تودهاي احتمالي ديده ميشود و در سيتي اسكن ميتوان حدود و جزئيات بيشتري را از اين ضايعات و همچنين گرفتاري غدد لنفاوي اطراف و متاستازها به ارگانهاي ديگر را تعيين كرد. سيتي اسكن در مرحله بعدي برخي از انواع سرطان كاربرد دارد. براساس يافتههاي موجود در سيتي اسكن مبني بر درگيري غدد لنفاوي ناحيهاي و متاستازها، پيش آگهي سرطان را نيز ميتوان تعيين كرد.
در اسكن راديونوكلئوييد، بيمار يك ماده حاجب را ميبلعد يا ماده حاجب به او تزريق ميشود. سپس يك اسكنر سطوح راديواكتيويته را در ارگانهاي مختلف اندازهگيري ميكند و آن را روي يك فيلم يا كاغذ به تصوير ميكشد. پزشك ميتواند قسمتهاي غيرعادي را با بررسي ميزان راديواكتيويته در ارگانها مشخص كند. فرد مورد آزمايش ماده راديواكتيو را بلافاصله پس از انجام تست دفع ميكند.
سونوگرافي نيز با به كارگيري امواج صوتي با فركانس بالا ميتواند تصاويري را از درون بدن افراد در اختيار قرار دهد و به عنوان مثال در تشخيص تودههاي توپر از كيستها در پستان واقع شود.
روش امآرآي نيز همانند سيتي اسكن جزئيات بهتري از تصاوير درون بدن ارائه ميكند و در مقايسه با سي تي اسكن، بافت نرم را بهتر نشان ميدهد.
در مراحل بعدي انجام بيوپسي براي تشخيص قطعي وجود نئوپلاسم و سرطان الزامي است. بافت مورد نظر را ميتوان به چند طريق از جمله اندوسكوپي، بيوپسي سوزني يا توسط جراحي برداشت.
به وسيله آندوسكوپي، پزشك ميتواند از وقايع داخل بدن مطلع شود و امكان تصويربرداري و برداشت مستقيم بافتهاي مورد نظر و فرستادن آنها براي بررسي سلولي و بافتشناسي موجود است.
استفاده از بيوپسي سوزني گاه مانند ندولهاي تيروئيدي يا آسپيراسيون از طريق پوست در موارد احتمال وجود سرطانهاي پانكراس تحت هدايت سي تي اسكن يا سونوگرافي كاربرد دارد و تشخيص به گرفتن نمونه مناسب بستگي دارد.
علاوه بر مشاهده الگوي رشد يك تومور در ميكروسكوپ نوري، درجه آتيپي سلولي، تهاجمي بودن و خصوصيات مورفولوژيك در تشخيصهاي افتراقي كمككننده است. همچنين تهيه بافت كافي و مناسب براي يافتن ناهنجاريهاي ژنتيك و بروز الگوهاي پروتئين ـ كه ممكن است اطلاعاتي درباره پيش آگهي يا پاسخ به درمان فراهم آورد ـ ضروري است. مثلا تشخيص ايمونولوژيك پروتئينها در بافت تازه يخزده موثرتر از بافت تثبيتشده با فرمالين است.
بيماران اغلب نگران اين موضوع هستند كه بيوپسي منجر به پخش شدن بيماري گردد. البته اين اتفاق به ندرت پيش ميآيد. گاه نيز حاشيهاي از بافت سالم اطراف برداشته ميشود كه به منظور كاهش احتمال گسترش سلولهاي سرطاني به بافتهاي سالم صورت ميگيرد.
در نهايت وقتي تشخيص سرطان مسجل شد، پزشك تمايل دارد از مرحله و ميزان گسترش بيماري آگاه شود. طبقهبندي اقدامي است به اين منظور كه آيا سرطان گسترش يافته و اگر چنين است به كدام قسمتهاي بدن نفوذ يافته است. اقدامات درماني بستگي به نتيجه طبقهبندي دارند. پزشك با آزمايشها و بررسيهاي مختلف ميتواند سرطان را مرحلهبندي كند. مثلا در صورتي كه احتمال دهد سرطان به شكم گسترش يافته است، ميتواند لاپاراتومي انجام دهد يا از طريق سيتياسكن مكانهاي احتمالي گسترش سرطان را ارزيابي كند.
در اين ميان، پيشآگهي همان پيشگويي دوره و نتايج بيماري در آينده است كه احتمال و درصد بهبود از بيماري را نشان ميدهد. پيشآگهي يك فرد مبتلا به سرطان به عوامل متعددي از جمله نوع سرطان، مرحله و درجه آن (يعني اينكه چه مقدار سلولهاي سرطاني با سلولهاي طبيعي تشابه دارند و با چه سرعتي سلولها رشد و گسترش مييابند) بستگي دارد. عوامل موثر ديگر در پيشآگهي عبارتند از سن بيمار، وضعيت سلامت عمومي بيمار و چگونگي پاسخ بيمار به درمان. از آنجا كه اين عوامل دائما در حال تغيير هستند، پيشآگهي بيمار نيز در حال نوسان است.

سرطان پستان: معاينه پستان از سوي خود شخص و معاينه باليني آن از سوي پزشك و ماموگرافي به عنوان روشهاي غربالگري مفيد مورد قبول قرار گرفتهاند. غربالگري سرطان پستان باعث شده خطر مرگ و مير ناشي از اين بيماري كاهش يابد. توصيه ميشود زنان در دهه چهارم عمر و پس از آن، يك برنامه ماموگرافي منظم يك بار در سال داشته باشند.
سرطان گردن رحم: ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان گردن رحم در پي استفاده گسترده از پاپاسمير كاهش يافته است، گرچه اين روال پيش از اين آغاز شده بود. بسياري از دستورالعملهاي غربالگري، آزمايش منظم پاپاسمير را براي تمامي زناني كه از نظر جنسي فعال بودهاند يا به سن 18سالگي رسيدهاند را توصيه ميكند. با شروع فعاليت جنسي خطر انتقال ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) افزايش مييابد كه متداولترين عامل اتيولوژيك براي سرطان گردن رحم است. فاصله توصيه شده براي غربالگري با پاپاسمير از يك تا 3 سال متغير است.
سرطان روده بزرگ: آزمون خون مخفي مدفوع، معاينه ركتوم، سيگموئيدوسكوپي سخت و انعطاف پذير، بررسيهاي راديوگرافي با باريم و كولونوسكوپي براي غربالگري اين نوع سرطان مدنظر قرار گرفتهاند. آزمون خون مخفي مدفوع به طور سالانه ـ كه نمونههاي هيدراته در آن به كار رود ـ ميتواند مرگ و مير سرطان روده بزرگ را به ميزان يكسوم كاهش دهد. حساسيت آزمون خون مخفي اگر نمونهها هيدراته شوند افزايش مييابد، ولي از سوي ديگر اختصاصي بودن آن كاهش مييابد. حدود 2 تا 10 درصد آنهايي كه خون مخفي مدفوع در آنها مثبت ميشود، سرطان دارند و 20 تا 30 درصد آنها نيز آدنوم دارند. ميزان مثبت كاذب و بالاي اين آزمون موجب افزايش تعداد كولونوسكوپيهاي ناخواسته ميشود.
سرطان ريه: راديوگرافيهاي قفسه سينه و آزمون سلولشناسي خلط به عنوان روشهايي براي غربالگري سرطان ريه به كار رفتهاند. هيچگونه كاهشي در ميزان مرگ و مير سرطان ريه در اين بررسيها يافت نشده و حتي اثبات نشده است كه غربالگري افراد در معرض خطر بالا (مانند سيگاريها) كارآمد باشد. در نقطه مقابل سيتي اسكن چرخشي (Spiral CT) ميتواند سرطان ريه را در مراحل ابتدايي آن تشخيص دهد؛ اگرچه نتايج مثبت كاذب آن بسيار است.
سرطان تخمدان: لمس ضمائم رحمي، سونوگرافي از طريق واژن و تعيين ميزان CA-125 سرمي به منظور غربالگري سرطان تخمدان به كار ميروند. لمس ضمائم رحمي، روشي فاقد حساسيت لازم براي تشخيص سرطان تخمدان در مرحله ابتدايي و براي كاهش قابل توجه مرگ و مير غربالگري سرطان تخمدان ميتواند منجر به بررسي تشخيصي تهاجمي شود كه لاپاراتومي را ضروري ميسازد. طبق نظر انجمن ملي سلامت آمريكا در سال 1994 غربالگري معمول به منظور تشخيص سرطان تخمدان براي زناني كه در گروه خطر معمولي هستند يا يكي از اعضاي خانواده آنها مبتلا شده است ضرورتي ندارد، اما در خانوادههايي كه سندرمهاي ژنتيك سرطان تخمدان در آنها شايع است، ميتواند ارزشمند باشد.
سرطان پروستات: متداولترين روش غربالگري سرطان پروستات معاينه ركتوم و سنجش آنتيژن مخصوص پروستات (PSA) در سرم است. آزمونهاي جديدتر سرمي مانند اندازهگيري نسبت PSA در تركيب به مقدار آزاد آن در سرم، هنوز بايد به طور كامل مورد ارزيابي قرار گيرد. تاكيد بر غربالگري PSA موجب شده است، سرطان پروستات شايعترين سرطان غيرپوستي باشد كه در مردان تشخيص داده ميشود. غربالگري سرطان پروستات بسياري از سرطانهاي بدون علامت را شناسايي ميكند، اما امكان تشخيص تومورهاي كشنده كه هنوز قابل درمان هستند از آنهايي كه كمخطرند يا اصلا تهديدي براي سلامت فرد محسوب نميشوند، محدود است. در مردان بالاي 50 سال شيوع بسيار سرطانهاي پروستات بدون نشانههاي باليني قابل ملاحظه وجود دارد.درمان قطعي سرطانهايي كه از طريق غربالگري مشخص ميشوند ميتواند موجب آسيبهايي مانند ناتواني جنسي و بياختياري ادراري در برخي افراد شود.
سرطان رحم: اولتراسوند از طريق واژن و نمونهگيري از رحم به عنوان تستهاي غربالگري براي سرطان رحم مورد حمايت قرار گرفتهاند. اين دو روش براي بررسي خونريزي از واژن در زنان يائسه پيشنهاد شدهاند، اما به عنوان تستهاي غربالگري در زنان علامتدار در نظر گرفته نشدهاند.