فردريك هاپكينز

اگرچه شايد تا به حال نام فردريك هاپكينز را نشنيده باشيد، اما حتما با كشف بزرگ او و اهميت آن آشنا هستيد. هاپكينز دانشمند انگليسي، با كشف ويتامين‌ها جايزه نوبل پزشكي و فيزيولوژي را در سال 1929 از آن خود كرد. بي‌شك كشف ويتامين از جمله عوامل بسيار مهمي است كه در گسترش علم تغذيه نقش مؤثري داشته است. فردريك هاپكينز 20 ژوئن 1861 ميلادي در انگليس متولد شد. او در كودكي پدرش را از دست داد و پس از مرگ پدر، مادرش تا 10 سالگي از او نگهداري و مراقبت كرد.
پس از آن فردريك وارد مدرسه شبانه‌روزي شد. او بيشتر وقت خود را به كار با ميكروسكوپي كه از پدرش براي او به يادگار مانده بود مي‌گذراند. اگرچه فردريك در كودكي زندگي سخت و پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته بود، اما در مدرسه هميشه بهترين نمرات را مي‌گرفت. او پس از پايان تحصيلات دوره دبيرستان تصميم گرفت به تحصيل در رشته شيمي ادامه دهد. اما براي اين‌كه بتواند هزينه‌هاي تحصيلي را بپردازد، در حالي كه تنها 17 سال داشت، در بانك سلطنتي مشغول به كار شد. پس فارغ‌التحصيل شدن از دانشگاه در 22 سالگي، وارد دانشگاه پزشكي شد و در رشته سم‌شناسي و فيزيولوژي به مطالعه و تحقيق پرداخت.
فردريك در 28 سالگي موفق به دريافت مدال طلا در رشته شيمي از دانشگاه پزشكي لندن شد. روزي فردريك در حالي كه درباره خواص گروه‌هاي مختلف مواد غذايي تحقيق مي‌كرد، تصميم گرفت براي گروهي از موش‌ها كه روي آنها مطالعه مي‌كرد، غذايي متشكل از انواع چربي‌ها، پروتئين‌ها، هيدرات‌هاي كربن و نمك‌ها كه از جمله مواد لازم و ضروري براي بدن هستند تهيه كند. اما پس از چند هفته با تعجب مشاهده كرد كه همه اين موش‌ها از بين رفته‌اند و در مقابل گروهي ديگر از موش‌ها كه اين تركيب غذايي را با شير خورده بودند، زنده مانده‌اند. بنابراين فردريك به اين نتيجه رسيد در شير مواد غذايي ضروري براي بدن وجود دارد كه مانع از مرگ موجودات زنده مي‌شود. اين موضوع موجب شد فردريك درباره اين گروه از مواد غذايي كه براي بدن ضروري هستند، تحقيقاتي انجام دهد كه در نهايت به‌كشف ويتامين‌ها منجر شد.
به خاطر اين كشف بزرگ، جايزه انجمن سلطنتي به فردريك اعطا شد. او از جمله محققان بسيار فعال و پركاري بود كه زمان زيادي را به مطالعه و تحقيق در زمينه علوم پزشكي و شيمي اختصاص داد. فردريك در 86 سالگي به علت سكته قلبي از دنيا رفت. مجسمه يادبودي از اين دانشمند در دانشگاه كمبريج بنا شد تا هيچ‌گاه اين محقق بزرگ كه گام‌هاي مؤثري در زمينه گسترش علم تغذيه برداشت به دست فراموشي سپرده نشود.

سايكوز

روان‌پريشي يا سايكوز به معناي وضعيت رواني غيرطبيعي است و اصطلاحي است كه در روانپزشكي براي حالتي رواني‌ به كار مي‌رود كه اغلب به صورت «از دست‌دادن تماس با واقعيت» توصيف مي‌شود. سايكوز به انواع جدي اختلالات رواني گفته مي‌شود كه در طول آنها بيمار ممكن است دچار توهم و هذيان شود. گاه افراد سايكوتيك اختلال شخصيت نيز دارند. جنون يا سايكوز نوعي قطع ارتباط با واقعيت است كه به‌طور مشخص شامل هذيان (عقايد نادرست درباره وقايع يا اشخاص) و توهم (ديدن يا شنيدن چيزهايي كه وجود خارجي ندارند) مي‌شود. واژه سايكوز به معني وضعيت رواني غيرطبيعي است كه حالت‌هاي مختلفي را دربرمي‌گيرد ولي اصلي‌ترين ويژگي آنها نوعي قطع ارتباط با واقعيت است.
كلمه روان‌پريشي يا سايكوز براي توصيف شرايط غيرطبيعي ذهن و وضعيت رواني به كار مي‌رود كه طي آن ارتباط فرد با واقعيات قطع مي‌شود. در اين حالات، علاوه بر قطع ارتباط با واقعيات، اختلال در تفكر، درك و قضاوت نيز بروز مي‌كند. زماني كه كسي دچار حالت روان‌پريشي شود، روان‌پريش يا سايكوتيك ناميده مي‌شود. روان‌پريشي يا سايكوز يا اختلالات شديد رواني، نوع شديد بيماري رواني است كه ويژگي عمده آن فقدان واقعيت‌سنجي يا قطع ارتباط با دنياي واقعي است. معمولا بيمار رفتارها و صحبت‏هاي غيرطبيعي دارد. فعاليت‌هاي جسمي و رواني او به حدي دچار اختلال مي‏شود كه باعث به هم ريختگي فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي‏اش مي‏شود. چنين بيماري معمولا از بيماري خود آگاهي ندارد و خود را سالم مي‏داند و از درمان خودداري مي‏كند. در اين نوع بيماري اغلب ضايعه مشخصي در مغز مشاهده نمي‏شود. روان‌پريشي را به دليل تفاوت در شروع و سير بيماري، مدت بيماري و بهبود به چند گروه اصلي تقسيم مي‏كنند.روان‌پريشي ممكن است با بيماري‌هاي جسمي (مثلا به دنبال ضربه‌هاي مغزي، عفونت‌هاي شديد، مصرف مواد) يا بر اثر بيماري‌هاي رواني (مثلا اسكيزوفرنيا) همراه باشد. اگرچه روان‌پريشي ممكن است در هر گروه سني ديده شود، اما بيشتر در افراد جوان اتفاق مي‌افتد. حدود 3 تا 5 نفر از هر صد نفر حالاتي از روان‌پريشي را تجربه مي‌كنند كه اين ميزان بيشتر از ميزان شيوع ديابت (بيماري قند) است.
ادامه نوشته

چرا در زیر آب باید عینک زد؟

وقتي زير آب چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد، محيط پيرامون خود را تيره و تار مي‌بينيد. اين در حالي است كه با استفاده از يك راهكار ساده يعني استفاده از عينك شنا اين مشكل برطرف خواهد شد و به اين ترتيب، مي‌توانيد همه چيز را واضح و شفاف ببينيد. به نظر شما چرا ما انسان‌ها نمي‌توانيم بدون عينك در اعماق آب، محيط پيرامونمان را به وضوح و شفاف ببينيم؟
براي اين‌كه بتوان به اين سوال پاسخ داد، ابتدا بايد چگونگي تمركز چشم‌ها را در شرايطي كه بيرون از آب و در خشكي هستيم، مورد بررسي قرار دهيم. توانايي چشم انسان براي تمركز روي يك جسم بخصوص و ديدن آن تا حد زيادي به ميزان شكست يا انحراف امواج نور هنگام عبور از اجسامي با چگالي‌هاي مختلف بستگي دارد. بهترين راه براي آزمايش شكست نور اين است كه قاشقي را در يك ليوان آب قرار دهيد؛ به نظر مي‌رسد قاشق در سطح آب داراي خميدگي است. اما حقيقت اين است كه امواج نور هنگام عبور از هوا و ورود به آب ـ كه در مقايسه با هوا چگالي بيشتري دارد ـ شكسته شده و دچار خميدگي مي‌شود. عدسي چشم نيز عملكرد مشابهي دارد؛ با اين تفاوت كه بر خلاف سطح آب ـ كه مسطح است و امواج هنگام عبور از آن به يك اندازه شكسته و منحرف مي‌شود ـ سطح عدسي چشم، خميده و منحني است و به همين علت امواج نور هنگام عبور از عدسي چشم در زواياي مختلفي شكسته شده، در نهايت در يك نقطه متمركز مي‌شود.
قسمت جلوي چشم متشكل از 2 عدسي است؛ قرنيه كه در قسمت بيروني قرار دارد و عدسي ديگري كه در قسمت داخلي چشم قرار مي‌گيرد. چشم به كمك اين دو عدسي، تصويري از جسمي را كه مي‌بينيد روي شبكيه ـ كه در قسمت پشت چشم قرار گرفته است ـ ايجاد مي‌كند. بيشترين ميزان شكست نور در هنگام عبور امواج نور از هوا به داخل قرنيه رخ مي‌دهد، زيرا چگالي قرنيه در مقايسه با هوا بسيار بيشتر است. اما چگالي آب و قرنيه تقريبا برابر است، بنابراين وقتي زير آب چشم‌هايمان را باز مي‌كنيم ميزان شكست نور در مقايسه با زماني كه در خشكي نور از قرنيه عبور مي‌كند، به نسبت كمتر است.
توجه به اين‌كه زير آب، ميزان انحناي امواج نوري كه از آب وارد چشم مي‌شود بسيار كمتر است، عدسي‌هايي كه در داخل چشم‌ها هستند، نمي‌توانند اين امواج را بخوبي در نقطه كانوني چشم متمركز سازند. اگرچه عدسي داخلي چشم مي‌تواند تا حدودي موجب شكست امواج نور شود اما عدم‌شكست كافي امواج هنگام عبور از قرنيه را جبران نمي‌كند، به همين دليل امواجي كه در نهايت به شبكيه مي‌رسد، تمركز لازم را ندارد و هر آنچه در اطرافمان است، تيره و تار به نظر مي‌رسد.اما وقتي زير آب عينك به چشم مي‌زنيد، در مقابل قرنيه حجمي از مولكول‌هاي هوا ايجاد مي‌شود كه مي‌تواند مرز لازم براي شكست نور را كه در وضوح ديد ما انسان‌ها نقش بسيار مهمي دارد ايجاد كند؛ به همين دليل با زدن عينك مي‌توانيم حتي زير آب نيز همه چيز را به وضوح ببينيم.

كند شدن روند پيري

دانشمندان روسی موفق به كشف نوعی خاص از باكتری شده‌اند. این باكتری كه زیر خاك‌های قطب شمال یافت می‌شود، قادر است روند پیر شدن را به حد قابل توجهی كاهش دهد. این باكتری بتازگی توسط آكادمی ‌علوم روسیه كشف شده و تحقیق روی آن توسط انستیتو بیولوژی شیمی ‌و گروه پزشكان آكادمی‌ علوم روسیه در سیبری صورت گرفته است.
این باكتری كه باسیلیوس اف نام دارد، تنها در اعماق خاك قطب شمال یافت می‌شود. دانشمندان روسی این باكتری را به موش‌ها تزریق كرده‌اند و با شگفتی بسیار مواجه شدند، چرا كه این باكتری تاثیرات بسیار چشمگیری در كاهش روند پیری در موش‌ها نشان داده است. عملكرد این باكتری به گونه‌ای است كه روی سیستم ایمنی بدن موش‌ها تاثیرگذاشته و آن را تقویت كرده و متابولیسم آنها را نیز حدود 20 تا 30 درصد افزایش داده است. از سوی دیگر، تزریق این باكتری باعث بهبود دید چشم آنها شده و سرعت ابتلا به كاهش دید را در موش‌ها به طور شگفت‌آوری كم كرده است؛ پدیده‌ای كه عموما بر اثر كهولت سن در افراد اتفاق می‌افتد. تاثیر شگفت‌آور دیگر این باكتری، كاهش چشمگیر رشد تومورهاست.
محققان روسی باكتری باسیلیوس اف را در منطقه‌ای به نام لاكوتی در غرب سیبری یافته‌اند؛ جایی كه دمای آن بسیار پايین است. دانشمندان معتقدند این باكتری تنها در لایه‌هایی كه دائم منجمد هستند، یافت می‌شد و یكی از دلایل تاثیرات شگفت‌آور آنها این است كه آنها در اعماق زمین به گونه‌ای محافظت شده‌اند كه مكانیسم‌های زنده بودن و زندگی در آن حفظ شده است.محققان می‌گویند اگر این نتایج در انسان‌ها نیز همین‌گونه پدیدار شود، بسیار امیدواركننده خواهد بود. اما تحقیقات بسیار گسترده‌ای در این زمینه پيش از هر گونه بهره‌برداری از این باكتری همچنان ادامه خواهد یافت.

با تغذيه درست به جنگ پيري برويد

به‌رغم اين‌كه امروزه بسياري از افراد براي محو آثار و نشانه‌هاي افزايش سن بر چهره، از انواع مختلف محصولات آرايشي ـ بهداشتي استفاده مي‌كنند، اما باز هم رد پايي از اين آثار بر چهره باقي مي‌ماند كه حتي اين محصولات تخصصي هم نمي‌تواند در از ميان برداشتن آنها مؤثر باشد. به‌طور كلي با افزايش سن، انعطاف‌پذيري پوست و توانايي آن در حفظ رطوبت سلول‌ها كاهش مي‌يابد. بنابراين با گذشت زمان روي بافت حساس پوست و بويژه در قسمت‌هايي كه اغلب در معرض تابش نور خورشيد قرار دارند خطوط و چين و چروك‌هايي ايجاد مي‌شود. بسياري از افراد تلاش مي‌كنند با استفاده از كرم‌هاي گرانقيمت يا داروهايي كه به عنوان جوان‌كننده پوست مورد استفاده قرار مي‌گيرد درخشش و طراوت جواني پوستشان را حفظ كنند. اما مي‌توانيد بدون استفاده از اين گروه از محصولات آرايشي ـ بهداشتي و تنها با انتخاب آگاهانه نوع مواد غذايي مصرفي نيز جواني از دست رفته را به پوست بازگردانيد.
حفظ سلامت بدن موجب شادابي رنگ چهره مي‌شود. نوشيدن آب كافي و خوردن ميوه و سبزيجات آبدار به افزايش رطوبت پوست و خروج مواد سمي كه سلامت پوست را تهديد مي‌كند كمك مي‌كند. همچنين بهتر است در برنامه غذايي روزانه خود مصرف مواد غذايي سرشار از ويتامين‌ها و آنتي‌اكسيدان‌ها مانند مركبات، كلم بروكلي، سبزيجاتي مانند كاهو كه از سبزيجات سبزبرگ هستند و انواع توت‌ها را از ياد نبريد، زيرا اين گروه از مواد غذايي مي‌تواند مواد مورد نياز پوست را تامين كند و در حفظ سلامت و شادابي پوست نقش مهمي داشته باشد.
مصرف ويتامين‌هايC و E و همچنين سلنيوم در برنامه غذايي روزانه مي‌تواند نقش بسيار مهمي در محافظت از پوست در برابر تابش امواج فرابنفش نور خورشيد داشته باشد و موجب بهبود چين و چروك‌هاي صورت و ديگر عوارض و علائم ناشي از افزايش سن در سطح پوست شود. مركبات و كلم بروكلي منابع خوبي براي تامين ويتامينC، حبوبات منابع غني از ويتامينE و انواع ماهي‌ها تامين‌كننده سلنيوم مورد نياز بدن هستند.‌ در مقابل، افرادي كه خوردن غذاهاي غني از چربي و كربوهيدرات مانند گوشت و شير پرچرب‌ را ترجيح مي‌دهند، بيشتر با عوارض و پيامد‌هاي ناشي از افزايش سن كه در سطح پوست رخ مي‌نمايد، مواجه مي‌شوند. نوشيدني‌هاي حاوي كافئين نيز موجب كاهش تجمع آب در سلول‌هاي پوست مي‌شود كه فرآيند پيري پوست و ايجاد چين و چروك را در سطح پوست تسريع مي‌كند. اگرچه توجه به اين نكات و رعايت آن مي‌تواند در بهبود سلامت جسماني و سلامت پوست تاثيرگذار باشد، اما بايد توجه داشت كه علاوه بر اين، مواردي نظير ضرورت استفاده از كرم ضد آفتاب را نيز بايد مورد توجه قرار داد.

آزمایش های دوران بارداری

تقريبا يك‌سوم زنان باردار به نوعي با مشكلات مرتبط با بارداري دست به گريبان هستند. چنانچه اين مشكلات شناسايي نشده، يا به حد كافي حل نشود، مي‌تواند به پيامدهاي خطرناكي هم براي مادر و هم براي نوزاد منجر شود. بهتر است مراقبت‌هاي پيش از تولد، قبل از باردار شدن آغاز شود. انجام آزمايش‌هاي روتين مي‌تواند مادر را از داشتن سلامت و نبود بيماري‌هايي كه بر بارداري تاثير مي‌گذارد، مطمئن كند و چنانچه مادر قبلا براي بيماري‌هاي مزمني مانند ديابت، آسم، فشار خون بالا، مشكلات قلبي، آلرژي‌ها، لوپوس (اختلال التهابي)، افسردگي و... تحت درمان بوده است، بايد آن را با پزشك متخصص در ميان بگذارد.
در برخي موارد ممكن است تغيير يا حذف داروها بخصوص در سه ماهه اول، لازم باشد. مادران مبتلا به بيماري‌هاي خاص بايد تحت‌كنترل باشند، به عنوان مثال سطح قند خون در مادران ديابتي بايد تحت كنترل مداوم باشد، چرا كه سطح غيرطبيعي آن مي‌تواند عوارض خطرناكي براي نوزاد در پي داشته باشد. چنانچه زن و شوهر، سابقه اختلالات ژنتيك خانوادگي داشته يا خود مشكوك به داشتن اين بيماري‌ها هستند، لازم است پيش از بارداري، آزمايش‌هاي ژنتيك انجام دهند و تحت مشاوره ژنتيك قرار گيرند.مادران باردار بايد پس از آگاهي از بارداري‌شان، براي اطمينان از سلامت خود و جنين، يك سري آزمايش‌ها را در طول مدت بارداري انجام دهند، اين آزمايش‌ها 2 دسته هستند، تعدادي از آنها روتين محسوب مي‌شوند و ساير آزمايش‌ها تنها هنگامي انجام مي‌شود كه يك فاكتور خطر يا مساله مشكوكي وجود داشته باشد.
ادامه نوشته

تاثير آلودگي هوا بر عقل

محققان معتقدند قرار گرفتن در هواي آلوده طي مدت طولاني ممكن است باعث كاهش فرآيند ادراكي و شناخت در افراد مسن شود. نتايج به دست آمده نشان مي‌دهد زناني كه به مدت طولاني در معرض سطوح بالايي از ذرات محيطي (PM) قراردارند، طي 5 سال دچار اختلالات ادراكي شده‌اند. همچنين سطوح بالاي PM درشت (PM-‌2/‌5-10) و pm ريز (2/5‌‌PM) به تسريع كاهش فرآيند ادراكي كمك زيادي مي‌كند.
آلودگي PM در حقيقت به ذرات ريز شناور در هوا گفته مي‌شود. ذراتي كه قطر آنها كمتر از 5‌/‌2 ميكرون و عرض آنها كمتر از يك‌سي‌ام موي انسان باشد، PM ريز ناميده مي‌شوند وذراتي كه قطر آنها بزرگ‌تر از10ـ 5‌/‌2 ميكرون است به PM درشت معروف هستند. در بيشتر مناطق بخصوص مناطق شهري، افراد در معرض سطوح بالايي از PM قرار دارند. تعدادي از تحقيقات انجام شده در سال‌هاي اخير رابطه بين افراد مسن و آلودگي هوا را مورد تجزيه و تحليل قرار دادند.
اما تحقيق اخير محققان در حقيقت براي اولين بار تغييردر كاركرد ادراكي را در طول يك دوره زماني خاص به اثبات رسانده و بيان مي‌كند كه ميزان در معرض قرار گرفتن و ابعاد ذرات موجود در هوا از اهميت بالايي برخورداراست. در اين تحقيق جنيفرويوو، استاديار دانشگاه پزشكي راش و مديرگروه تحقيقاتي همراه با همكارانش آلودگي هوا، ذرات ريزودرشت و تاثير آنها روي زنان مسن را مورد ارزيابي قرار دادند. در اين تحقيق حدود 19409 زن پرستار70 تا 81 ساله شركت كردند.
جنيفر با توجه به نتايج به دست آمده مي‌گويد: تحقيقات ما نشـان مي‌دهد قرار گرفتن به مدت طولاني در معرض آلودگي‌ها بويژه ذرات ريزودرشت موجود در هوا باعث كاهش كاركرد ادراكي در زنان مسن مي‌شود و اين مساله كمتر مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر عارضه فوق آلودگي ممكن است باعث بروز بيماري‌هاي قلبي و عروقي نيز شود.
وي درادامه مي‌افزايد: برخلاف عواملي مانند رژيم غذايي و فعاليت فيزيكي كه ممكن است در بروز دمانس يا زوال شديد عقل نقش داشته باشند، به جرات مي‌توان گفت آلودگي هوا عامل اصلي بروز اين بيماري است.پس با اجراي برنامه‌هاي درست مي‌توان ميزان آلودگي هوا را كاهش داد، با حل كردن اين مشكل اختلالاتي مانند كاهش ادراكي، زوال عقل و آلزايمر از بين خواهد رفت.

الكساندر فلمينگ

پني‌سيلين از جمله داروهايي است كه تاكنون شمار زيادي از انسان‌ها را از خطر مرگ نجات داده است و بي‌شك در آينده نيز اين داروي مؤثر كه مي‌تواند طيف وسيعي از موجودات ميكروسكوپي را هدف قرار دهد، جان ميليون‌ها انسان را نجات خواهد داد. الكساندر فلمينگ، دانشمند انگليسي و كاشف پني‌سيلين، بخاطر اين كشف بزرگ، جايزه نوبل پزشكي سال 1954 را از آن خود كرد.
الكساندر فلمينگ سال 1881 ميلادي در اسكاتلند متولد شد. پدرش كشاورز فقيري از اهالي اسكاتلند بود. الكساندر كوچك‌ترين فرزند خانواده بود. او از كودكي علاقه زيادي به مطالعه داشت، اما متاسفانه فقر و تنگدستي موجب شد نتواند در آكادمي چشم‌پزشكي‌اي كه برادر بزرگش در آنجا درس مي‌خواند، به تحصيلات خود ادامه دهد و از اين‌رو مجبور شد در يك شركت كشتيراني مشغول كار شود. اما پس از اين‌كه چند سالي در اين شركت كار كرد و توانست پس‌اندازي را براي خود جمع كند، تصميم گرفت تحصيلاتش را در رشته پزشكي ادامه دهد. پس از پايان تحصيلات نيز همچنان به تحقيق در زمينه ايمني‌شناسي و مصونيت درباره انواع مختلف بيماري‌ها ادامه داد. در جنگ جهاني اول فلمينگ به عنوان پزشك نظامي، بيماران و مصدومان بسياري را تحت درمان قرار داد. اما نكته‌اي كه بيش از هر چيز مورد توجه او قرار گرفت اين بود كه اغلب مواد ضدعفوني‌كننده بيش از آن‌كه ميكروب‌ها را هدف قرار دهد، موجب از بين رفتن سلول‌هاي بدن مي‌شود و به همين علت فلمينگ به اين فكر افتاد كه بايد ماده‌اي وجود داشته باشد تا بتواند بدون آسيب رساندن به سلول‌هاي سالم، عوامل بيماري‌زا را از بين ببرد. تا اين‌كه سال 1928 ميلادي اين پزشك انگليسي موفق به كشف پني‌سيلين شد. اما از آنجا كه فلمينگ نتوانست روشي را براي تصفيه و پالايش اين ماده ارائه كند، اين دارو تا 10 سال بدون استفاده باقي ماند و در آن زمان اين كشف بزرگ چندان مورد توجه قرار نگرفت. تا اين‌كه سرانجام شركت‌هاي داروسازي در اين زمينه وارد فعاليت شدند و روش‌هايي را براي توليد اين دارو ابداع كردند. در آغاز از پني‌سيلين تنها براي درمان مصدومان جنگي استفاده مي‌شد و از سال 1944 استفاده از اين دارو براي معالجه افراد ديگر نيز مورد توجه قرار گرفت.
اين دارو مي‌تواند عليه طيف وسيعي از موجودات بيماري‌زاي ذره‌بيني مؤثر باشد و حتي استفاده مقادير زياد پني‌سيلين نيز هيچ ضرري براي بدن ندارد. كشف پني‌سيلين انگيزه‌ تحقيق درباره ديگر آنتي‌بيوتيك‌ها بود و موجب شد داروهاي ديگري با خواص مشابه نيز كشف شود. اما با وجود اين‌كه امروزه آنتي‌بيوتيك‌هاي مختلفي براي درمان بيماري‌ها توليد مي‌شود، همچنان اين دارو از پرمصرف‌ترين آنتي‌بيوتيك‌ها در سطح دنياست. فلمينگ در 11 مارس (20 اسفند) سال 1955 ميلادي از دنيا رفت.

نشستن زياد شما را مي‌كشد!

آيا شما هرروز بيشتر از 4 ساعت پشت كامپيوتر يا روي صندلي مي‌نشينيد؟ اگر پاسختان به اين سوال مثبت است بايد بدانيد كه ادامه اين روند ممكن است سلامت شما را به خطر بيندازد. آمارها نشان مي‌دهد ريسك بيماري‌هاي قلبي در افراد پشت ميزنشين تا ۶۴ درصد بيشتر از ديگران است. به عبارتي اين قضيه مي‌تواند تا حدود ۷ سال از سال‌هاي مفيد و سالم زندگي را كاهش دهد يا حتي ثابت شده كه بسياري از انواع سرطان در اين اشخاص شايع‌تر است. انواع و اقسام مشكلات ديگر هم ممكن است به خاطر كاهش تحرك بدن يا وضع نامناسب نشستن در پشت ميزنشين‌ها ديده شود.اين عوارض آنقدر جدي است كه جديدترين تحقيقات، بيماري‌هايي را كه بر اثر نشستن بيش از اندازه به وجود مي‌آيند و به «بيماري نشستن» معروفند، با عوارض جانبي سيگار كشيدن برابر مي‌دانند.به‌طور كلي محققان نشستن طولاني‌مدت را با بيماري‌هاي مختلف و مرگ‌هاي زودهنگام بخصوص بيماري‌هاي قلبي‌- عروقي مرتبط مي‌دانند.
در يكي از اين مطالعات مشخص شد احتمال مرگ افراد بزرگسالي كه بيش از 4 ساعت مقابل تلويزيون مي‌نشينند، در اثر نارسايي‌هاي قلبي عروقي به نسبت بزرگسالاني كه كمتر از 2 ساعت در برابر تلويزيون مي‌نشينند 80 درصد خواهد بود. مطالعه‌اي ديگر نشان داده است قند خون با كاهش پيدا كردن فعاليت، رو به افزايش مي‌گذارد.
البته اين خطر مستقل از ديگر خطرات مرگ‌آوري مانند سيگار كشيدن يا رژيم نامناسب غذايي است. هر چند عوارض اين كم‌تحركي زياد است، اما راه‌حل‌هاي ساده‌اي هم دارد. به اعتقاد بسياري از متخصصان راه‌حل اين تهديد جدي ايستادن است، زيرا هنگام ايستادن 3 برابر نشستن كالري مصرف مي‌شود و فعاليت‌هاي ماهيچه‌اي كه با ايستادن درگير است، به سوختن انرژي بيشتري منجر خواهد شد. راه‌حل عملي ديگري هم براي اين دسته افراد ارائه مي‌شود. 1ـ هر ساعت يكبار از جايتان بلند شويد. 2 ـ هر روز ۳۰ دقيقه فعاليت جسمي داشته باشيد. در بهترين حالت شما مي‌توانيد اين 2 كار را با هم تركيب كنيد. يعني از جايتان بلند شويد و مدت زمان معقولي فعاليت جسمي داشته باشيد. اين فعاليت جسمي به اين معنا نيست كه هر يك ساعت يكبار برويد و براي خودتان چايي بريزيد. اين كار نه‌تنها فعاليت خاصي حساب نمي‌شود، بلكه ممكن است يك دقيق هم طول نكشد. البته اگر نمي‌توانيد ۳۰ دقيقه يكجا فعاليت كنيد، مهم نيست. مي‌توانيد اين مقدار را به بخش‌‌هاي ۱۰ دقيقه‌اي تقسيم كنيد تا هم از كارتان عقب نمانيد و هم بدنتان يك فعاليت درست و حسابي را تجربه كند. فعاليت مورد نظر ما هر كاري است كه بدن را كمي به تكاپو بيندازد. شايد اگر كمي به دور و بر خود نگاه كنيد شما هم راه‌هاي تازه‌اي براي افزايش فعاليت بدني خود در طول روز پيدا كنيد.

فشار خون‌تان را با سويا پايين بياوريد

ايزوفلاون تركيبي است كه در فرآورده‌هاي غذايي مانند شير سويا، چاي سبز و سويا يافت مي‌شود. براساس مطالعات جديدي كه درباره اين تركيب شيميايي انجام شده است، ايزوفلاون مي‌تواند نقش موثري در كاهش فشار خون داشته باشد. افرادي كه به بيماري فشار خون مبتلا هستند، مي‌توانند از مواد غذايي حاوي اين تركيب و بويژه سويا و فرآورده‌هايي كه از آن تهيه مي‌شود، به عنوان داروي مناسبي براي كاهش فشار خون استفاده كنند. علاوه بر اين، ايزوفلاون مي‌تواند در بهبود عملكرد قلب نيز موثر باشد.
اين تركيب با افزايش ترشح نيتريك اكسيد در خون، ديواره رگ‌هاي خوني را گشاد مي‌كند و به همين دليل مي‌تواند عملكرد قلب را تحت تاثير قرار دهد. بر اين اساس در افرادي كه روزانه 5‌/‌2 ميلي‌گرم ايزوفلاون در برنامه غذايي روزانه آنها وجود داشته باشد، در مقايسه با افرادي كه در برنامه غذايي روزانه‌شان 33‌/‌0 ميلي‌گرم ايزو فلاون دريافت مي‌كنند، ميزان فشار خون حدود 5‌/‌5 ميلي‌متر جيوه كاهش پيدا مي‌كند. براي اين‌كه بتوانيد معيار مناسبي از آنچه گفته شد، داشته باشيد، اين نكته را مد نظر قرار دهيد كه يك ليوان شير سويا حاوي 22 ميلي‌گرم ايزوفلاون و 100 گرم سوياي بو داده شده كه به عنوان آجيل مصرف مي‌شود داراي 130 ميلي‌گرم ايزوفلاون است.
به گفته متخصصان، مصرف پروتئين سويا در كنار داشتن يك برنامه غذايي سالم كه سرشار از ميوه و سبزيجات مختلف، لبنيات كم‌چرب و غلات كامل باشد، مي‌تواند با كاهش ميزان فشار خون در افرادي كه در معرض ابتلا به بيماري فشار خون هستند، احتمال ابتلا به اين بيماري و پيامدهاي ناشي از آن را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد. ويژگي منحصر به فرد اين روش در مقايسه با روش‌هاي ديگر كاهش فشار خون، اين است كه تغييرات خاصي را در برنامه غذايي روزانه افراد ايجاد نمي‌كند و نياز به تجويز هيچ دارويي براي كنترل و جلوگيري از پيشرفت بيماري نيست. پزشكان بر اين باورند ايزوفلاون منجر به افزايش توليد آنزيمي مي‌شود كه در خون اكسيد نيتريك آزاد مي‌كند. ترشح اين ماده شيميايي در خون موجب اتساع رگ‌هاي خوني و در نتيجه كاهش فشار خون مي‌شود.
بر اين اساس، افرادي كه از بيماري فشار خون رنج مي‌برند و به طور دائم با پيامدها و عوارض ناشي از اين بيماري، دست و پنجه نرم مي‌كنند، مي‌توانند با استفاده از اين راهكار ساده و تنها با افزودن سويا يا فرآورده‌هاي غذايي كه از آن تهيه مي‌شود، به جنگ با اين بيماري بروند. همچنين چاي سبز كه اين روزها بسياري از افراد، آن را به عنوان يك نوشيدني سالم جايگزين چاي سياه كرده‌اند نيز حاوي مقاديري از ايزوفلاون است كه مي‌تواند موجب كاهش فشار خون شود.

تراشه‌اي كه پوكي استخوان را درمان مي‌كند

با تحقيقات محققان دانماركي، درمان پوكي استخوان با كاشت يك تراشه الكترونيكي در بدن ميسر شده است. اين تراشه قابليت كنترل ميزان دارو را دارد. اين تحقيق براي نخستين بار در جهان روي اشخاصي كه دچار كاهش تراكم استخوان بوده‌اند، صورت گرفته است.

بر اساس اين روش پزشكي جديد كه بتازگي اختراع شده و به ثبت رسيده است، مي‌توان با كاشت يك تراشه الكترونيكي در بدن، ميزان مشخصي از دارو را به بيماران تزريق كرد و از آن در درمان بيماري‌هايي نظير سرطان و پوكي استخوان بهره گرفت.

اين تكنيك با كاشت يك تراشه الكترونيكي كوچك در بدن صورت مي‌گيرد كه قابليت انتشار دوز (اندازه مشخصي از دارو) معيني از دارو در بدن را دارد. در اين تحقيق كلينيكي كه در كشور دانمارك صورت گرفته است، امكان انجام اين روش و نتايج آن روي 9 خانم كه دچار پوكي استخوان بوده‌اند، بررسي شده كه همگي آنها داراي درصد قابل توجهي از كاهش تراكم استخوان بوده‌اند و نتايج آن بسيار مثبت و چشمگير اعلام شده است. در نهايت مشخص شد تراشه بدرستي عمل كرده است و توانسته مقدار لازم از داروي برنامه‌ريزي‌شده را به داخل بدن افراد تزريق كند.
محققان اين پروژه معتقدند با اين روش، بيماران هرگز متوجه تزريق دارو نمي‌شوند و از سوي ديگر از درد تزريق مكرر، آسوده خواهند بود، علاوه بر آن نيازي به اين‌كه زمان مناسب و مقدار مشخص دارو را به ذهن بسپارند، نخواهند داشت. فوايد ديگر اين تراشه همچنان در حال بررسي است. دكتر روبرت فارا، رئيس پروژه كاشت تراشه گفت: در تفاوت با ساير نمونه‌هاي مشابه كه قبلا برنامه‌ريزي شده‌است، اين تراشه قادر است دوزهاي بسيار كم دارو را در زمان‌هاي خاص، تزريق كند و تنظيم مجدد آن با يك فرمان، از راه دور و به شكل بي‌سيم به آساني امكان‌پذير است. يكي ديگر از مزيت‌هاي آن، پراكنده كردن سريع دارو در خون و جذب سريع آن توسط بدن است.
وي تاكيد كرد استفاده از اين تكنيك مي‌تواند براي درمان ساير بيماري‌ها، از جمله سرطان نيز مورد استفاده قرار گيرد كه در اين صورت تزريق‌هاي سخت شيمي‌درماني با سهولت انجام خواهد گرفت و بيماران كمتر دچار سختي ناشي از تزريق چنين داروهايي خواهند شد. وي افزود: تحقيق بيشتر روي عملكرد اين تراشه براي درمان ساير بيماري‌ها همچنان ادامه دارد و در كنفراس بين‌المللي علوم ـ كه در شهر ونكوور صورت مي‌پذيرد ـ نيز مورد بررسي مجدد و بيشتر قرار خواهد گرفت.

آیا می دانید آنژين قلبي چیست؟

آنژين قلبي احساس درد يا ناراحتي در قفسه سينه است و زماني رخ مي‌دهد كه قلب شما اكسيژن مورد نياز خود را دريافت نمي‌كند. با گذشت زمان سرخرگ‌هاي كرونري تامين‌كننده خون مورد نياز قلب شما ممكن است در اثر رسوب چربي، كلسترول و ساير مواد، دچار انسداد شود. اين رسوبات پلاك ناميده مي‌شود. اگر يك يا تعداد بيشتري سرخرگ به شكل نسبي دچار انسداد شود، خون به مقدار كافي نمي‌تواند جريان پيدا كند و ممكن است شما احساس درد يا ناراحتي در قفسه سينه كنيد. آنژين قلبي عارضه بسيار شايعي است، حتي اگر آنژين در قفسه سينه ايجاد و پس از مدتي رفع شود، باز هم احتمال وجود بيماري قلبي و نياز به درمان در فرد مبتلا وجود دارد. ايجاد تغييرات در شيوه زندگي، استفاده‌كردن از داروها و برخي اقدامات پزشكي و انجام اعمال جراحي مي‌تواند خطرات ناشي از آنژين قلبي را كاهش دهند.

چرا كوهنوردان سردرد مي‌گيرند؟

معمولا كوهنورداني كه در فصول سرد و زماني كه برف و يخ ارتفاعات را پوشانده است، به كوهستان رفته و از صخره‌هاي ناهموار صعود مي‌كنند، با خطرات بسياري مواجه مي‌شوند. اما يكي از مشكلات شايع ميان كوهنوردان كه به قول معروف گرما و سرما هم نمي‌شناسد، سردرد است كه اغلب موجب ناراحتي كوهنوردان و ايجاد محدوديت‌هايي براي آنها مي‌شود. به نظر شما چرا صعود به ارتفاعات موجب سردرد مي‌شود؟
در ارتفاعات هوا رقيق‌تر است و در نتيجه ميزان اكسيژن هوايي كه استنشاق مي‌شود و به عبارتي، اكسيژن موجود در خون به ميزان قابل توجهي كمتر است. اگر سطح اكسيژن موجود در خون كاهش يابد، ميزان جريان خوني كه وارد مغز مي‌شود، افزايش مي‌يابد. با افزايش شدت جريان ورودي به مغز عروق خوني متورم مي‌شوند و بافت مغز، پوسته نفوذپذيري كه مغز را احاطه كرده است، تحت فشار قرار مي‌دهد و اين تغييرات موجب سردرد مي‌شود. اما ممكن است همه كوهنوردان يا افرادي كه به ارتفاعات صعود مي‌كنند، با چنين تغييراتي مواجه نشوند چراكه در چنين شرايطي با كاهش ميزان اكسيژن در هوايي كه تنفس مي‌شود، شدت تنفس نيز در واكنش به اين تغييرات تا حد زيادي افزايش پيدا مي‌كند. به اين ترتيب ميزان دي‌اكسيد كربني كه از طريق بازدم از بدن خارج مي‌شود، افزايش پيدا مي‌كند.
بدن كوهنوردان در واكنش به افزايش شدت تنفس، جريان خون ورودي به مغز را كاهش مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان گفت ميزان حساسيت يا به عبارتي آسيب‌پذيري افراد در برابر سردرد ناشي از صعود به ارتفاعات و شدت سر درد در افراد مختلف تا حد زيادي به افزايش يا كاهش شدت جريان ورودي به مغز بستگي دارد. چنانچه شدت جريان خوني كه وارد مغز مي‌شود، افزايش پيدا كند، فرد دچار سردرد مي‌شود و هر چه شدت اين تغييرات بيشتر باشد، شدت سردردي كه فرد درنتيجه صعود به ارتفاعات با آن مواجه شده است، به مراتب بيشتر خواهد بود.
در ارتفاعات بيش از 3 هزار متر (10 هزار پا)، فرد با تغييرات ناآشنايي با عنوان تورم مغزي ناشي از صعود به ارتفاعات (HACE) مواجه مي‌شود. بر اثر اين تغييرات بخش‌هاي مختلف مغز، از آب اشباع مي‌شود. برخلاف سردرد ناشي از صعود به ارتفاعات كه معمولا بيش از 90 درصد كوهنورداني كه به ارتفاعات بيش از 3000 متري صعود كرده اند، بايد با آن دست و پنجه نرم كنند، تورم مغزي بر اثر صعود به ارتفاع اختلال نادري است كه تنها در صد كمي از كوهنوردان، آن را تجربه كرده‌اند. اين اختلال معمولا با پيامدهايي مانند ايجاد اختلال در عملكرد مغز، توهم و احساس گيجي همراه است و در شرايطي كه كوهنورد پس از مواجه شدن با چنين شرايطي بلافاصله به ارتفاعات پايين تر انتقال داده نشود، مي‌تواند موجب مرگ شود.

لاپاروسکوپی

از مدت‌ها پيش در پزشكي رسم اين بود كه اگر كوچك‌ترين مشكلي در محوطه داخل شكمي پيش مي‌آمد و با اقدامات معمول و دارودرماني بهبود نمي‌يافت، پزشكان اقدام به باز كردن شكم مي‌كردند. با اين كار جاي برشي روي شكم ايجاد مي‌شد كه براي ترميم نياز به زمان طولاني داشت و معمولا بيمار درد زيادي را متحمل مي‌شد. بعلاوه گاهي نيز بدون اين كه علت اصلي مشكل مشخص شود فقط يك برش جراحي به مشكلات بيمار اضافه مي‌شد. مدتي است يك روش جراحي ابداع شده است كه با برش‌هاي كوچكي مي‌توان براحتي مشكلات داخل شكمي را شناسايي و آنها را رفع كرد. شايد شما هم اسم جراحي لاپاروسكوپي را شنيده باشيد. اين عمل بين مردم به نام جراحي ليزري معروف است، ولي در اصل ليزر در آن به كار نمي‌رود. اين روش جراحي بسياري از مشكلات لاپاروتومي (باز كردن شكم) را نداشته و براحتي براي تشخيص مشكلات شكمي و لگني به كار مي‌رود.
ادامه نوشته

دیسمنوره

ديسمنوره يا همان قاعدگي‌هاي دردناك، نوعي وضعيت دردناك در طول دوران قاعدگي است كه ممكن است فعاليت روزمره برخي خانم‌ها را مختل كند. اين اختلال حدود 25 درصد از زنان بزرگسال و 90 درصد از دختران نوجوان را شامل مي‌شود. شيوع اين علائم در نژادهاي مختلف فرقي ندارد. درد معمولاً در ناحيه زير شكم و لگن احساس مي‌شود و شدت درد در افراد مختلف، متفاوت است و اغلب در يك تا 3 روز ابتدايي سيكل‌هاي ماهيانه رخ مي‌دهد. به طور كلي اين علائم تهديدكننده نيست ولي براي بسياري از خانم‌ها تحمل آن دشوار است. با وجود اين، بسياري از خانم‌ها ترجيح مي‌دهند بدون مراجعه به پزشك با درمان‌هاي خانگي با اين قضيه كنار بيايند. همان‌طور كه اشاره شد، معمول‌ترين علامت‌هاي قاعدگي‌هاي دردناك عبارتند از: درد در ناحيه زير شكم و ناحيه ناف كه به سمت ران‌ها و كمر كشيده مي‌شود، اين علائم با حالات تهوع و استفراغ، اسهال يا يبوست، سردرد، احساس گيجي، حساسيت زياد به نور، صدا، بو و لمس، غش و خستگي همراه است و تمامي اين حالات به دليل تغييرات هورموني ايجادشده در زمان تخمك‌گذاري است.
ادامه نوشته

چرا پوست دستم درد می کند؟

آيا تا به حال برايتان پيش آمده ناگهان قسمتي از پوست بدنتان بشدت درد كند؛ به گونه‌اي كه حتي تماس يك پيراهن نخي بسيار لطيف با سطح پوست، آن قسمت از بدن موجب ناراحتي شما شود؟ افرادي كه دردي موسوم به درد مركزي را تجربه كرده‌اند، با چنين حسي كاملا آشنا هستند. معمولا افرادي كه اين احساس دردناك و رنج‌آور را تجربه كرده‌اند، با اين پرسش مواجه مي‌شوند كه چه عاملي موجب مي‌شود پوست بدن آنها با كوچك‌ترين تماسي دچار دردي شديد شود. پاسخ اين پرسش در بخشي از مغز به نام تالاموس نهفته است كه به عنوان دروازه ورودي براي تمام پيام‌هاي حسي پردازش شده و ارسالي توسط مغز عمل مي‌كند. سلول‌هاي عصبي يا همان نورون‌ها پس از تقويت پيام‌هاي عصبي، آنها را به تالاموس منتقل مي‌كنند. تالاموس كه در حقيقت ماده خاكستري مغز مياني است، پيام‌هاي دريافتي را به مجموعه‌اي از سلول‌هاي عصبي ـ كه اين پيام‌ها را به ديگر نواحي مغز منتقل مي‌كنند ـ ارسال مي‌كند.مجموعه‌هاي متفاوتي از سلول‌هاي عصبي انتقال پيام از گيرنده‌هاي حس لامسه و همچنين گيرنده‌هاي درد را به تالاموس به عهده دارند، اما اين دو گروه از پيام‌ها توسط مجموعه مشتركي از نورون‌ها از تالاموس به ديگر قسمت‌هاي مغز منتقل مي‌شود.اما مغز چگونه مي‌تواند پيام‌هايي كه از گيرنده‌هاي درد منتقل شده را از پيام‌هاي ارسالي از گيرنده‌هاي حس لامسه تشخيص دهد؟ پيام‌هايي كه از گيرنده‌هاي حس لامسه ارسال مي‌شوند، محركي براي ترشح نوعي ماده شيميايي به نام گابا (GABA)‌ است كه شدت پيام‌هاي خروجي از تالاموس را تا حد زيادي كاهش مي‌دهد، اما  به نظر مي‌رسد پيام‌هايي كه از گيرنده‌هاي درد به تالاموس منتقل مي‌شود، اثرات مشابهي نداشته باشد و در نتيجه اين گروه از پيام‌هاي ارسالي بدون اين كه تغييري در شدت آنها ايجاد شود، به ديگر قسمت‌هاي مغز منتقل مي‌شود. گابا ماده‌اي شيميايي است كه با ايجاد تغيير در طول پيام‌هاي عصبي، شدت آنها را كاهش مي‌دهد.انتقال پيام‌هاي مربوط به گيرنده‌هاي لامسه با انفجار كوتاه مدت مجموعه‌اي از اطلاعات همراه است و با ترشح گابا، فرآيند تبادل اطلاعات متوقف مي‌شود. اين در حالي است كه انفجار اطلاعات ارسالي از گيرنده‌هاي عصبي در مغز بدون ترشح گابا ادامه پيدا مي‌كند.در افرادي كه درد مركزي را تجربه مي‌كنند، ممكن است بنا به دلايلي گابا در واكنش به انتقال پيام‌هاي ارسالي از گيرنده‌هاي حس لامسه ترشح نشود و به اين ترتيب هر پيام انتقالي به عنوان پيامي از گيرنده‌هاي درد تفسير مي‌شود.

رابطه اختلال يادگيري و هوش

هوش يكي از متغير‌هاي مهم در تعريف اختلال يادگيري است كه به عنوان استعداد عمومي، تمام فعاليت‌هاي ذهني را شامل مي‌شود. اين نيروي ذهني موجب مي‌شود انسان بتواند مسائل موجود در زندگي را حل كند و در تطابق‌يابي با محيط اطراف توانا باشد. ميزان هوش (آي‌كيو) يك كودك از طريق آزمون‌هاي هوشي سنجيده مي‌شود. كودكاني كه به اختلال يادگيري مبتلا هستند، از نظر هوشي مشكلي ندارند. به عبارت ديگر آنها عقب‌مانده ذهني نيستند، ولي ممكن است برخي كودكان كه از نظر هوشي در گروه افراد مرزي قرار مي‌گيرند، اختلال يادگيري هم داشته باشند كه در اين صورت، تشخيص آن دشوارتر و پيچيده‌تر خواهد بود.
بسياري از معلمان اظهار مي‌كنند دانش‌آموز به درس توجه نمي‌كند، از پنجره به بيرون نگاه مي‌كند، مدام با وسايل خود بازي مي‌كند يا با بچه‌ها صحبت مي‌كند. همه اين رفتارها ممكن است در نتيجه نقص در توجه باشد. در محيط پيرامون ما،بيش از هزاران محرك (ديداري، شنيداري، بويايي و لمسي) وجود دارد كه ما تنها به طور انتخابي به تعداد كمي از آنها توجه مي‌كنيم. محركاتي مانند آنچه مي‌بينيم يا مي‌شنويم از طريق مسير عصبي بينايي يا شنيداري وارد مغز مي‌شود، ثبت و ضبط مي‌شود و سپس تجزيه و تحليل مي‌شود و در نتيجه به آن محرك پاسخ داده مي‌شود. بنابراين اگر فردي در مهارت اوليه يادگيري يا توجه انتخابي ناتوان باشد و نتواند خود را روي يك فعاليت يا تكليفي متمركز كند، نمي‌تواند آن تكليف را ياد گيرد. مانند كودكي كه در كلاس درس در مقابل بسياري از محركات مانند سروصدا و نور و... دچار حواسپرتي مي‌شود. اغلب اين كودكان با اين كه توانايي انجام تكاليف را دارند، نمي‌توانند آن را به پايان برسانند.
در اين ميان، مهارت سازماندهي يكي از فرآيندهاي ديگر شناخت است كه فرد به كمك آن مي‌تواند بخش‌هاي چندگانه را به يك مفهوم كلي يا يك مفهوم كلي را به بخش‌هاي تشكيل‌دهنده آن تبديل كند. سازماندهي در كسب اطلاعات جديد، يادآوري، حل مشكلات و تفكر منطقي نقش مهمي را بازي مي‌كند. كودكان با اختلال يادگيري، معمولا در سازماندهي كارهايشان مشكل دارند. به طور مثال ممكن است آنها فراموش كنند كه تكاليف منزلشان را انجام دهند، معمولا ميز تحريرشان بهم ريخته است، ممكن است دفترشان راگم كنند، گاهي تكاليف را انجام مي‌دهند ولي اغلب آن را تمام نمي‌كنند، هر چيزي را روي ميز يا اتاقشان در جاي مناسب خود قرار نمي‌دهند. در كارها، اولويت‌بندي ندارند و نمي‌توانند براساس درجه اهميت به هر كاري وقتي را اختصاص دهند و هريك را به پايان برسانند.

تفاوت هاي اختلال يادگيري با كندذهني

نياز به يادگيري به طور طبيعي در نهاد بشر وجود دارد. انسان از اوايل دوران كودكي اين نياز را در خود احساس مي‌كند و مي‌خواهد به اسرار دنياي اطراف خود پي ببرد تا در اين روند از كيفيت وجود خود آگاه ‌شود. او ياد مي‌گيرد كه بايد حركت كند،راه برود، گوش بدهد، بينديشد، سخن بگويد، بخواند و بنويسد. اين يادگيري ممكن است بدون مشكل حاصل شود، اما برخي عوامل، سبب يادگيري يا اختلال در يادگيري مي‌شود. تجربه‌هاي متخصصان باليني نشان مي‌دهد همكاري نكردن والدين و اولياي مدرسه يكي از مهم‌ترين مشكلات در درمان اين كودكان است كه به طور جبران‌ناپذيري بر راهكارهاي درماني تاثير نامناسب مي‌گذارد. معمولا علت اين عدم همكاري، نداشتن اطلاعات لازم درباه اختلال و نگرش نامناسب نسبت به كودكان مبتلاست.
سال 1963 ساموئل كرك، براي كودكاني كه به عنوان آسيب‌ديده خفيف، كندآموز، نارسا‌خوان يا ناتوان از نظر ادراكي، نامگذاري مي‌شدند، اصطلاح كلي «ناتواني يادگيري» را پيشنهاد كرد زيرا هر يك از آن عناوين در توصيف دقيق و درست مشكل آنها با محدوديت‌هايي همراه بودند. البته در نهايت سال 1994 اصطلاح اختلالات يادگيري براي بيان مشكل اين كودكان پذيرفته و ارائه شد. بنابراين طبقه‌بندي اختلالات يادگيري به نقايصي در كودك يا نوجوان در زمينه كسب مهارت‌هاي مورد انتظار خواندن، نوشتن، تكلم، گوش دادن، استدلال يا رضايت اطلاق مي‌شود و كودك مبتلا، از اين لحاظ نسبت به كودكان هم سن و داراي ظرفيت هوشي مشابه، در سطح پايين‌تري قرار دارد. اين اختلال ذاتي است و درون خود فرد وجود دارد و ممكن است با ساير معلوليت‌ها مانند آموزش ناكافي يا نامناسب، تفاوت‌هاي فرهنگي و... همراه باشد ولي نمي‌تواند در نتيجه اين عوامل يا شرايط باشد.
ادامه نوشته

شگفتي‌هاي مردمك چشم‌

مردمك چشم علاوه بر كنترل مقدار نوري كه به چشم وارد مي‌شود وظايف ديگري را نيز به عهده دارد. اندازه مردمك مي‌تواند دربردارنده نشانه‌ها و اطلاعاتي درباره علايق افراد و همچنين احساسات، نگرش‌ها و مجموعه‌اي از فرآيندهاي مبتني بر تفكر باشد. براي مثال زماني كه به كار يك شعبده باز نگاه مي‌كنيد، به طور ناخودآگاه مردمك‌ها باز مي‌شوند تا بتوانند با دقت بيشتري آنچه در مقابل ديدگان شما اتفاق افتاده است را دنبال كنند. به همين علت معمولا شعبده بازها هنگام انجام ترفندهاي شعبده بازي تلاش مي‌كنند با نگاه كردن به چشمان افرادي كه مقابل آنها نشسته‌اند، از اين‌كه افراد بتوانند با چشماني متعجب و به اصطلاح از حدقه در آمده از اسرار شعبده بازي سر در آورند ممانعت به عمل آورند.
معمولا مردمك با ديدن آنچه براي افراد ناخوشايند است قدري بسته‌تر يا به عبارتي كوچك‌تر و با ديدن آنچه خوشايند است قدري بازتر يا بزرگ‌تر مي‌شود. براي مثال در افرادي كه از مار مي‌ترسند، ديدن تصوير يك مار موجب بسته شدن مردك چشم مي‌شود و در مقابل در افرادي كه از تماشاي مار لذت مي‌برند، ديدن همان تصوير موجب باز شدن مردمك چشم خواهد شد.درافرادي كه عقايد سياسي متفاوتي دارند نيز هنگام مواجه شدن با افرادي از گروه‌هاي سياسي مختلف يا افرادي كه با آنها عقايد مشتركي دارند، مي‌توان چنين تغييراتي را مشاهده كرد.
اگر دقت كنيد، حتما متوجه خواهيد شد زماني كه شما عزم خود را جزم كرده‌ايد تا هر طور شده يك معادله پيچيده رياضي را حل كنيد، مردمك‌ها تا زماني كه موفق به حل كردن اين مساله شويد همچنان بزرگ‌تر از اندازه واقعي خود باقي مي‌مانند. بنابراين مي‌توان گفت تغيير اندازه مردمك‌ها مي‌تواند در تمركز افراد براي انجام كارهاي مختلف نيز نقش بسيار مهمي داشته باشد.بر اساس بررسي‌ها و مطالعاتي كه در اين زمينه انجام شده است، مردمك چشم نسبت به عواطف و احساسات افراد و همچنين فرآيندهاي فكري از حساسيت بسيار زيادي برخوردار است و بنابراين مي‌تواند دربردارنده اطلاعاتي درباره مباحثي باشد كه معمولا افراد از صحبت كردن درباره آنها طفره مي‌روند و تمايلي به مطرح كردن آنها ندارند.

هموفیلی

بيماري‌هاي خونريزي‌دهنده در اصل نوع خاصي از بيماري‌ها هستند كه به علت كمبود فاكتورهاي انعقادي به وجود مي‌آيند و معمولا به صورت ارثي به فرد منتقل مي‌شوند. فاكتورهاي انعقادي عوامل بسيار مهمي هستند كه ميزان خونريزي را در بدن كنترل مي‌كنند. در واقع اگر اين فاكتورها وجود نداشته باشد، بدن بر اثر كوچك‌ترين ضربه‌اي دچار خونريزي‌هاي شديد مي‌شود.
نوعي از اين بيماري‌هاي خونريزي‌دهنده، هموفيلى است كه شايع‌ترين بيماري‌هاي خونريزي‌دهنده است و بسته به فاكتوري كه نقص دارد، تقسيم‌بندي مي‌شود. انواع مختلفي از هموفيلي وجود دارد، اما شايع‌ترين و شناخته‌شده‌ترين آنها هموفيلي A يا كمبود فاكتور ۸ و هموفيلي B يا كمبود فاكتور ۹ هستند. اين بيماري‌ها گاهي بسيار خفيف بوده و براحتي در بدو تولد شناسايي نمي‌شوند، ولي با شيوع كمتر ممكن است آنقدر شديد باشند كه فرد هر ماه مجبور به تزريق فاكتوري باشد كه مقدار آن در بدن وي كم است.

ادامه نوشته

شنوايي بهتر با سمعك‌هاي نسل جديد

برخورد با افرادي كه درست نمي‌شنوند، هم براي ما و هم براي خود آنها دشوار است. وقتي اين افراد نمي‌توانند براحتي با اطرافيانشان ارتباط برقرار كرده و صحبت‌هاي آنها را بشنوند، حس بدي پيدا مي‌كنند و گاه از جامعه طرد مي‌شوند. سال‌هاي سال است كه افراد كم‌شنوا از وسايل كمكي موسوم به سمعك براي افزايش قدرت شنوايي خود استفاده مي‌كنند. در نقطه مقابل، خيلي از افرادي كه مي‌شناسيم، با وجود ضعف در سيستم شنوايي خود از به كار بردن سمعك خودداري كرده و به خاطر استفاده از آن خجالت مي‌كشند.
در واقع سمعك وسيله كمكي و تقويتي بسيار خوبي است كه مي‌تواند ضعف در شنوايي را برطرف كرده و به حضور فعال فرد در جامعه كمك كند. اين وسيله كوچك صداهاي اطراف را تقويت مي‌كند. البته هميشه هم پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نيستند كه احتياج به سمعك پيدا مي‌كنند. امروزه با توجه به اين كه جوانان به دليل شور جواني و البته بي‌احتياطي، موسيقي را با صداي بسيار بلند گوش مي‌كنند، احتمال كاهش شنوايي در اين گروه زياد شده و نياز به استفاده از سمعك و ساير وسايل كمكي شنوايي در آنها افزايش مي‌يابد. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه انواع سر و صداهاي غيرمتعارف همچون صداي بلند ماشين‌ها، محيط‌هاي كاري پر سر و صدا و... به وفور وجود دارد. بنابراين به طور طبيعي با افزايش سن كاهش شنوايي به سراغمان مي‌آيد.
ادامه نوشته

سل

سل (TB) يك بيماري عفوني در انسان و حيوانات است كه توسط باسيل مايكو باكتريوم توبركولوزيس ايجاد مي‌شود. شيوع اين بيماري از سال 1953 تا 1984 يك كاهش چشمگير را نشان مي‌دهد اما تعداد موارد گزارش شده از سال 1985 تا 1992، مجددا حدود 20 درصد افزايش داشته است. تخمين زده مي‌شود بيش از 2 ميليارد نفر (حدود يك‌سوم جمعيت دنيا) آلوده به باسيل سل هستند. طبق گزارش‌هاي سازمان بهداشت جهاني (WHO) در سال 2010، 8/8 ميليون نفر دچار بيماري سل بوده‌اند و 4/1 ميليون نفر در اثر اين بيماري فوت كرده‌اند. گفتني است، ميزان افزايش موارد بيماري در مناطق شهري بيش از مناطق روستايي بوده است و افراد 25 تا 44 ساله بيشترين درصد شيوع را نشان داده‌اند. همچنين ميزان شيوع بيماري در افراد بي‌خانمان و در پناهگاه‌ها، زندان‌ها و بيمارستان‌ها كه محيط بسته هستند و نيز در بين بيماران مبتلا به ايدز كه از سيستم ايمني ضعيفي برخوردارند، بيشتر بوده است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مهم‌ترين مساله شيوع سل مقاوم به «چند دارويي» (MDRTB) ناشي از مكانيسم مقاومت به داروهاي ايزونيازيد، ريفامپين و ساير داروها بوده كه باعث 70 درصد مرگ و ميرها شده و در كشورهاي غربي شيوع بالاتري داشته است.
ادامه نوشته

توليد لوازم يدكي بدن در آزمايشگاه!

دانش زيست‌پزشكي (بيونيك) و مهندسي ساخت اندام‌ها و بافت‌هاي مصنوعي در چند دهه گذشته به‌صورت چشمگيري بسياري از مشكلات افراد معلول و دچار نقص عضو را حل كرده است. اين دانش در واقع همان دستاورد خيره‌كننده‌اي است كه بشر ساليان طولاني به دنبال تحقق آن بوده و اكنون به لطف پيشرفت‌هاي چشمگيري كه در عرصه‌هاي مختلف علمي و بويژه دانش توليد مواد جديد و سيستم‌هاي هوشمند صورت گرفته، به عنوان يك فناوري كاملا كاربردي وارد زندگي مردم شده است. از پاهاي مجهز به موتور گرفته تا مفاصل بيونيكي، همگي نشان از اين تحول چشمگير دارند.
جالب توجه اين است كه تنها در يك دهه گذشته، بسياري از اندام‌هاي بيونيكي مدرن و خبرساز از آزمايشگاه‌هاي پيشرفته سراسر جهان خارج و وارد زندگي معلولان شده‌اند. برخي از اين اندام‌ها هم‌اكنون به عنوان بخش جدانشدني بدن معلولان به كار خود ادامه مي‌دهند و زندگي را براي كاربرانشان ساده‌تر كرده‌اند. با اين حال، برخي از آنها نيز در مرحله نمونه‌هاي پيش‌ساخته قرار دارند و حتي برخي صرفا به عنوان مدل‌هاي مفهومي ارائه شده‌اند.
ادامه نوشته

درمان آلرژي از كودكي

براي اين‌كه از ابتلا به آلرژي پيشگيري كنيد، يا مانع تشديد بيماري شويد، بهتر است از سنين كودكي با راهنمايي و مشورت پزشك از راهكارهاي مناسبي استفاده كنيد. بهتر است كودكان حداقل در 4 ماه نخست زندگي تنها با شير مادر تغذيه شوند. از آنجا كه مولكول‌هاي پروتئيني شير گاو در مقايسه با شير مادر بزرگ‌تر هستند و سيستم ايمني بدن نوزاد، آنها را به عنوان عوامل خارجي ـ كه تهديدي براي بدن هستند ـ شناسايي مي‌كند، تغذيه با شير گاو در ماه‌هاي نخست پس از تولد مي‌تواند محركي براي بروز واكنش‌هاي آلرژيك در بدن باشد. استفاده از غذاي كمكي تا قبل از سنين 4 تا 6 ماهگي نيز مي‌تواند زمينه‌اي براي بروز واكنش‌هاي آلرژيك در بدن نوزاد باشد. پس از آن نيز بهتر است از غذاهايي با قابليت هضم آسان مانند پوره ميوه و سبزيجات پخته به عنوان غذاي كمكي استفاده كنيد. بهتر است براي شناسايي مواد غذايي حساسيت‌زا آنها را بتدريج به غذاي كودك اضافه كنيد. قرمز شدن پوست بدن يا ايجاد اگزما، احساس خواب آلودگي، آبريزش بيني، عفونت گوش، ايجاد حلقه‌هاي سياه زير چشم‌ها، احساس تشنگي شديد، افزايش شدت تنفس يا تنگي نفس از علائم شايع واكنش‌هاي آلرژيك هستند. براي اين‌كه اين مواد غذايي را به طور كامل از برنامه غذايي كودكتان حذف كنيد، بهتر است يك بار ديگر در ماه‌هاي بعد كه سيستم گوارشي كودك كامل مي‌شود نيز اين مواد غذايي را به غذايي كه براي او تهيه مي‌كنيد، اضافه كنيد. توصيه مي‌شود در صورتي كه حساسيت به يك ماده غذايي در خانواده شما سابقه دارد يا اگر در دوران بارداري به يك ماده غذايي خاص حساسيت داشته ايد تا حد امكان افزودن آن به غذاي كودكتان را به تعويق اندازيد.

ادامه نوشته

غذا بخوريد تا لاغر شويد!

چاقي معضل بزرگي است كه بسياري از مردم جهان از عوارض آن رنج مي‌برند. لاغرشدن نه تنها براي يافتن اندام متناسب بلكه به منظور پيشگيري از بسياري از بيماري‌ها، توجه عده كثيري را به خود جلب كرده است. امروزه همه جا سخن از تبليغات متعدد لاغري است، انواع ابزار و ژل‌هاي لاغري به بازار عرضه شده‌اند و بسياري از افراد ادعا مي‌كنند با داروهاي خاص مي‌توانند شما را لاغر كنند؛ ولي تا چه حد مي‌توان اعتماد داشت كه اين مواد عارضه‌اي در بر ندارند؟ آنچه مسلم است بدن همه ما از طبيعت منشا گرفته و دردي وجود ندارد كه داروي آن در طبيعت يافت نشود. چاقي نيز ام‌الامراض بوده و از اين قاعده مستثنا نيست. در طبيعت خوراكي‌هاي بسياري وجود دارد كه مي‌تواند به تعديل ميزان چربي بدن ما كمك و از اين طريق ما را لاغر كند. برخي از ميوه‌ها هم چربي‌هاي انباشته‌شده در نقاط مختلف بدن ما را سوزانده و تركيب بدن را متناسب مي‌سازد.
ادامه نوشته

شايع‌ترين سرطان‌هاي زنان را بشناسيم

طبق آماري كه هفته گذشته توسط مركز سرطان انگليس منتشر شد، از شروع قرن 21، مرگ‌هاي سالانه ناشي از سرطان رحم، به ميزان 400 درصد( 4 برابر) افزايش يافته است. براساس اين گزارش مجموع زناني كه به دليل سرطان رحم در يك دهه گذشته فوت كرده‌اند، 20 درصد افزايش يافته است. افزايش ميزان مرگ و مير ناشي از اين سرطان، به دنبال افزايش ميزان زنان مبتلا به اين نوع خاص بيماري همراه بوده است. اين در حالي است كه با تشخيص اوليه علائم انواع سرطان بخصوص سرطان رحم، شانس درمان موفق زنان مبتلا، به صورت چشمگيري افزايش پيدا مي‌كند.
اين روزها سرطان يكي از 3 علت مرگ زنان در دنياست، به طوري كه از هر 3 نفر يك نفر (11/38 درصد) سرطان در تمامي نواحي، يك مورد از هر 8 نفر (56/12 درصد) سرطان پستان، يك مورد از هر 17 نفر (69/5 درصد) سرطان ريه، يك مورد از هر 18 نفر(55/5 درصد) سرطان روده بزرگ و مقعد، يك مورد از هر 37 نفر(69/2 درصد) سرطان رحم، يك مورد از هر 58 نفر(72/1 درصد) سرطان تخمدان، يك مورد از هر 128 نفر(78/0 درصد) سرطان گردن رحم در هر زن از زمان تولد در دنيا تشخيص داده مي‌شود.
ادامه نوشته

بزرگ‌تر بودن مغز نشانه باهوشي نيست

برخي بر اين باورند مغز مردان در مقايسه با زنان بزرگ‌تر است. در حقيقت اين باور، باور درستي است. به طور متوسط وزن مغز مردان حدود 1200 گرم است كه حدود 2 درصد از وزن بدن آنها را تشكيل مي‌دهد. با در نظر گرفتن اين‌كه معمولا وزن مردان در مقايسه بيشتر از زنان است، مي‌توان گفت وزن مغز مردها 100 گرم بيشتر از وزن مغز زن‌هاست.
اما باز هم يك سوال قديمي به ذهن مي‌رسد؛ آيا براستي اندازه مغز مي‌تواند توانمندي‌هاي ذهني افراد را تحت تاثير قرار دهد؟ ابتدا به نظر مي‌رسد با توجه به اين‌كه اندازه مغز مردان بزرگ‌تر است از توانايي‌هاي ذهني بيشتري برخودارند، چراكه آنچه انسان‌ها را از موجودات ديگر متمايز مي‌سازد اين است كه ما انسان‌ها در مقايسه با آنها مغز بزرگ‌تري داريم، اما اگر اندازه و ابعاد مغز به معني باهوش‌تر بودن است در اين صورت بايد بپذيريم موجوداتي مانند شيرماهي‌ها كه وزن مغز آنها حدود 1/1 كيلوگرم است داراي توانايي‌هاي ذهني شبيه به انسان‌ها هستند. يا اين‌كه نوعي كوسه كه وزن مغزش حدود 7/7 كيلوگرم است بسيار باهوش‌تر از انسان‌هاست. به گفته محققان، بين رشد ناگهاني مغز در سال‌هاي اول زندگي و ابتلا به اوتيسم ارتباط مستقيمي وجود دارد. بر اين اساس، رشد بسيار سريع مغز در كودكان مبتلا به اوتيسم مانع ايجاد ارتباطات ذهني در مغز مي‌شود كه در هنجارسازي رفتارها نقش دارد.
همچنين رشد مغزي كودكان مبتلا به بيش فعالي نيز در مقايسه با ديگر كودكان 3 تا 4 درصد كمتر است، اما درباره ارتباط ميان اندازه مغز و سطح IQ نظرات متفاوتي وجود دارد. گروهي از محققان بر اين باورند با افزايش وسعت بافت مغز توانايي فرآيندهاي شناختي آن به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا مي‌كند. بر اين اساس بايد بين سطح هوش افراد و ميزان ماده خاكستري لوب آهيانه‌اي ارتباط مستقيمي وجود داشته باشد و از آنجا كه عوامل وراثتي در تعيين ويژگي‌ها و خصوصيات لوب آهيانه‌اي نقش مهمي دارد، مي‌توان گفت سطح هوش افراد تابعي از عوامل ژنتيكي است و اندازه و ابعاد مغز هيچ نقشي در افزايش سطح هوش افراد ندارد. بررسي و مطالعه مغز دانشمنداني مانند اينشتين نشان داده ابعاد كلي مغز اين گروه از افراد در مقايسه با ديگر افراد متفاوت نبوده، بلكه ابعاد قسمت‌هايي از مغز كه در انجام فعاليت‌هاي ذهني بخصوصي نقش مؤثري را ايفا مي‌كند قدري بزرگ‌تر بوده است.