دانستنی های پزشکی

برای مشاهده سایر عناوین دانستنی های پزشکی بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
دانستنی های پزشکی

ادامه نوشته

انسان تنها جانداري است كه با افزايش سن دچار كاهش قشر مغز مي‌شود

براساس تحقيقي كه به تازگي توسط دانشمندان آمريكايي صورت گرفته، انسان تنها جانداري است كه به مرور زمان به تحليل مغزي مبتلا مي‌شود. اين مساله به دليل تغييراتي است كه با افزايش سن در سلول‌هاي مغزي انسان صورت مي‌گيرد البته مغز ساير جانداران نيز در طول زمان دستخوش تغييرات مي‌شود ولي اين تغييرات در آنها منجر به آسيب سلول‌هاي مغزي و تخريب آن نمي‌شود. براي اثبات دلايل اين پديده، يك گروه از متخصصان اعصاب به مطالعه روي 5 قسمت از مغز 87 انسان بزرگسال كه 22 تا 88 ساله بودند، پرداختند و سپس نتايج اين تحقيق را با 99 شامپانزه كه بين 10 تا 51 ساله بودند، مقايسه كردند. محققان هيپوفيز و قشر خاكستري مغز هر دو گروه را اندازه‌گيري كردند و دريافتند با افزايش سن، مغز انسان دچار تحليل مي‌شود ولي در شامپانزه‌ها برعكس اندازه قشر مغز، با افزايش سن هيچ تغيير قابل توجهي نمي‌كند. براي فهم چگونگي اين فرآيند، محققان به بررسي بيشتر درخصوص مساله اميد به زندگي در انسان پرداخته و دريافتند به‌رغم اين‌كه اميد به زندگي در انسان‌ها بسيار بالاتر از ميمون‌هاست با اين حال، تغييرات و ميزان صدماتي كه در دوره زندگي به مغز انسان وارد مي‌شود بسيار فراتر و عميق‌تر از ميمون‌هاست. محققان همچنين دريافتند صدمات روحي و رواني، استرس و مشكلاتي كه انسان امروزي با آن روبه‌روست يكي از دلايل عمده اين تغييرات در مغز است. افزايش سن و رويارويي بيشتر مغز با چنين صدماتي، در طول زمان مي‌تواند دليل عمده تخريب و تحليل مقاومت سلول‌هاي مغزي انسان باشد كه منجر به كاهش ميزان تقسيم سلول‌هاي مغز نيز مي‌شود؛ پديده‌اي كه در ميمون‌ها هرگز ديده نشده است.

شگفتي‌هايي از دنياي مردان و زنان

میان مردان و زنان تفاوت‌های بسیاری است و همه روزه دانشمندان به تفاوت‌های بیشتری بین این دو جنس پی می برند. برخی احساسات در زنان قوی‌تر است و برخی در مردان و شاید همین تفاوت‌هاست که به تکامل این دو جنس کمک می‌کند. يكي از اين تفاوت‌ها مربوط به ساختار بينايي است.
بینایی شبکیه، داخلی‌ترین لایه چشم دو نوع گیرنده دارد: سلول‌های استوانه‌ای (١٣٠ میلیون) که در نور ضعیف تحریک می‌شوند و سفید و سیاه را تشخیص می‌دهند و سلول‌های مخروطی (7 میلیون) که به ما توانایی دیدن رنگ و درك جزئیات ظریف اشیا را می‌دهند. این سلول‌های مخروطی را کروموزوم X منتقل می‌کند. زنان 2 کروموزوم X دارند. به این دلیل، بیش از مردان دارای سلول‌های مخروطی هستند و در نتیجه، رنگ اشیا را بسیار واضح‌تر مي‌بينند و توصیف می‌کنند. به همين دليل گفته مي‌شود مردان تنها قادر به توصیف رنگ‌های اصلی يعني قرمز، آبی و زرد هستند، اما زنان می‌توانند رنگ‌های شیری، نیلی، ارغوانی، بنفش و سدری را هم توصیف کنند. از طرف ديگر، سفیدی چشم كه حرکت چشم‌ها و تغییر جهت دید را ـ که هر دو برای ارتباط بین انسان‌ها ضروری است ـ ممکن می‌سازد، در زنان بیش از مردان است، چرا که ارتباط مستقیم با افراد، بخش اصلی فرآیند برقراری ارتباط در زنان است و هر چه سفیدی چشم بیشتر باشد، بیشتر می‌توان سیگنال‌های گوناگون بصری را ارسال و یا دریافت کرد. به این وسیله، بهتر می‌توان افراد يا اشياي مختلف را زيرنظر داشت و تغييرات آنها را درك کرد.
ادامه نوشته

وسواس کودکان

وسواس را مي‌توان به عنوان افكار ناخوانده و مخربي تعريف كرد كه ذهن را اشغال مي‌كند. اصولا افراد مبتلا به اين عارضه در دنيايي از ترس به سر مي‌برند. اين افراد تحت تاثير علائم بيماري خود، بسيار ناراحت و مضطرب هستند و اين استرس باعث اختلال برنامه روزانه‌شان مي‌شود. به همين دليل هم ‌بايد اين بيماري را از همان ابتدا درمان كرد. چراكه درمان نكردن بموقع اين عارضه، موجب استمرار اين بيماري و نمود ناهنجاري‌هاي بيشتر در سنين بزرگسالي مي‌شود.  وسواسي فكر يا عملي است كه چندين بار در طول روزبه ذهن فرد بيمار خطور مي‌كند و او بر اثر اين افكار، دچار افكار، تصاوير و تكانه‌هاي تكرار شونده و آزاردهنده مي‌شود. اين افكار واعمال، بيمار را بشدت ناراحت و مضطرب مي‌كند و موجب اختلال درروند زندگي روزانه‌اش مي‌شود. اين افراد به‌رغم اين‌كه بر غيرمنطقي بودن اين افكار يا اعمال خود واقف هستند اما براي رهايي از اضطراب و آرامش خاطر خود به آنها عمل مي‌كنند.
ادامه نوشته

تاریخچه ویتامین

گرچه در گذشته شاهد تغييرات قابل‌توجهي در پيشرفت علم تغذيه نبوده‌ايم، اما پزشكان از گذشته‌هاي دور براي بهبود وضعيت سلامت بيماران خود، برنامه غذايي خاصي را در نظر مي‌گرفتند.
در حقيقت تا پيش از قرن هجدهم پزشكان از اهميت مواد غذايي مختلف در جلوگيري از ابتلا به بيماري‌ها يا در درمان بيماري‌ها آگاه نبودند و تنها براساس يافته‌هاي تجربي، برنامه‌هاي غذايي متفاوتي را براي بيمارانشان در نظر مي‌گرفتند تا اين كه در قرن هجدهم ميلادي جيمزليند از پزشكان و جراحان نيروي دريايي انگليس به دنبال يافتن راهي براي درمان ملواناني كه دچار خستگي و سرگيجه مفرط مي‌شدند و پس از مدتي قسمت‌هاي مختلفي از بدنشان دچار خونريزي مي‌شد دريافت در مركبات ماده ناشناخته‌اي وجود دارد كه ملوانان با خوردن ‌آن بهبود پيدا مي‌كنند. يافته‌هاي دكتر ليند تا قبل از سال 1800 ميلادي چندان مورد توجه قرار نگرفته تا اين كه شمار زيادي از ملوانان انگليسي بر اثر ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست دادند. به اين ترتيب ديدگاه جديدي نسبت به علم تغذيه در جوامع انساني شكل گرفت و پس از آن پزشكان زيادي اثرات تغيير رژيم غذايي در افراد مختلف را مورد بررسي قرار دادند تا به اهميت وجود مواد غذايي مختلف در سلامت افراد دست يابند. شيوع بيماري‌هاي مختلف، زمينه مناسبي را براي پزشكان فراهم مي‌كرد تا بتوانند تاثير برنامه غذايي بيماران در بهبود علائم بيماري را مورد بررسي قرار دهند و به اين ترتيب محققان دريافتند هر فردي با توجه به سن، جنسيت، سلامت عمومي، منطقه محل سكونت و وضعيت زندگي به مقادير مختلفي از ويتامين‌ها كه در حقيقت تشكيل‌دهنده بخش مهمي از مواد غذايي مصرفي هستند، نياز دارد. همچنين آنها دريافتند مصرف بيش از اندازه ويتامين‌ها موجب ايجاد مسموميت در افراد شده و سلامت آنها را به خطر مي‌اندازد. كازيميزماتك، پزشك لهستاني، نخستين فردي بود كه تحقيقات گسترده‌اي را درباره نتايج به دست آمده از پژوهش‌هاي ديگر پزشكاني كه در اين زمينه تحقيق كرده بودند، انجام داد. اجزايي را در مواد غذايي مختلف شناسايي كرد كه آنها را ويتامين نام داد. ويتامين برگرفته از كلمه لاتين vitalis به معني چيزي است كه ارزش حياتي داشته باشد. از آنجا كه اين اجزا نيز براي بدن ارزش حياتي داشتند، اين پزشك لهستاني آنها را ويتامين نامگذاري كرد. تحقيق درباره ويتامين‌ها سال‌هاي طولاني ادامه داشت. اين كه ويتامين‌ها در چه بخشي از بدن ذخيره مي‌شوند و چگونه بدن از ويتامين ذخيره شده استفاده مي‌كند، ازجمله موضوعاتي بود كه مورد توجه بسياري از محققان قرار گرفت. امروزه نيز دانشمندان همچنان در تلاش هستند حقايق جديدي را درباره ويتامين‌ها كشف كنند تا بتوانند از آنها در درمان بيماري‌ها و مبارزه با سرطان و افزايش تاثير ديگر داروها استفاده كنند.

نارسایی کلیه

كليه‌ها ارگاني لوبياشكل هستند كه در ناحيه شكمي و در 2 طرف ستون فقرات قرار گرفته‌اند، اين دو ارگان كوچك داراي وظايف اساسي و كليدي در بدن هستند، به طوري كه نه‌تنها خون را تصفيه و مواد زايد را از آن خارج مي‌كنند بلكه با متعادل‌كردن سطح الكتروليت‌ها (مانند سديم و پتاسيم)‌ در بدن، فشار خون را كنترل مي‌كنند و همچنين توليد گلبول‌هاي قرمز خون در مغز استخوان را تسهيل مي‌كنند.
نقش‌هاي مهمي كه كليه‌ها در سلامتي بدن دارند باعث مي‌شوند تا كوچك‌ترين نارسايي در عملكرد آنها مشكلات بزرگي ايجاد كند. به طور كلي نارسايي كليوي به وضعيتي گفته مي‌شود كه در آن يا كليه‌ها نمي‌توانند سموم و مواد زائد را از خون تصفيه كنند يا خوني كه در اختيار كليه‌ها قرار مي‌گيرد، ناگهان قطع مي‌شود. نارسايي كليوي مي‌تواند به 2 صورت حاد (آسيب حاد كليوي)‌ يا مزمن (بيماري مزمن كليوي)‌ ايجاد شود. آسيب حاد كليوي (AKI)‌، يك كاهش پيش‌رونده سريع در عملكرد كليوي است كه مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد كه در 3 گروه كلي پري‌رينال (پيش‌كليوي)‌، كليوي و پست‌رينال (پس‌كليوي)‌ تقسيم‌بندي مي‌شوند. علل پيش‌كليوي مي‌تواند شامل مواردي مانند كاهش حجم خون به دليل از دست‌رفتن خون، كم‌آبي به دليل از دست‌رفتن مايعات بدن از طريق عرق‌كردن، اسهال، استفراغ و تب، دريافت كم مايعات، برخي داروها مانند قرص‌هاي مدر و جريان خون غيرطبيعي به كليه يا از كليه‌ها ناشي از انسداد شريان يا وريد كليوي باشد. چنان كه در جراحي‌هايي مانند باي‌پس قلب ممكن است جريان خون طبيعي به كليه‌ها قطع شود.
ادامه نوشته

مشكلات تنفسي؛ شايع‌ترين عامل اختلال خواب كودكان

با توجه به تاثير فراوان اين فرآيند خواب بر وضعيت سلامت، عملكرد روزانه افراد، حوادث شغلي، ميزان يادگيري و... دانش خواب در 2، 3 دهه اخير جايگاه ويژه‌اي به عنوان يكي از شاخه‌هاي مهم پزشكي پيدا كرده است و به همين دليل مراكز مهمي نيز در تشخيص اختلالات خواب و بهبود وضعيت خواب به وجود آمده است.
هم‌اكنون طبق آمارهاي موجود 25 تا50 درصد از كودكان در دوره‌اي از زندگي خود دچار اختلال خواب هستند. همچنين 12درصد از كودكان در سن قبل از مدرسه دچار خروپف‌هاي مكرر شبانه هستند و 3 درصد كودكان نيز اختلال انسدادي در زمان خواب دارند. بنابراين خواب خوب براي فعاليت‌هاي طبيعي، تكامل طبيعي،يادگيري سريع، جلوگيري از اختلالات فيزيكي و ايجاد خلق وخوي طبيعي در كودك مهم و ضروري است در نتيجه والدين بايد هنگام خواب كودكان با مراجعه به بالين فرزندشان به اين نكات توجه كنند كه آيا كودكشان با دهان باز تنفس مي‌كند؟ آيا خروپف دارد؟ آيا هنگام بستن آهسته دهان از خواب بر مي‌خيزد؟ آيا شب ادراري، مشكلات تحصيلي و رفتارهاي بيش‌فعالي يا پر تحركي دارد؟ آيا خواب آلودگي شديد روزانه و اختلال در يادگيري دارد؟ آيا سردردهاي صبحگاهي، چاقي، نارسايي رشد، تكلم تو دماغي، ترشح مزمن از بيني، خستگي، وحشت شبانه، بيقراري و نا آرامي حين خواب و... دارد؟ تمامي اين علائم مي‌تواند ناشي از اختلال خواب در كودكان باشد. در ميان عوامل مختلف تاثيرگذار براختلالات خواب، شايع‌ترين عامل آناتوميكي زمينه‌اي خرخر در اطفال، بزرگي لوزه‌ها و لوزه سوم است. عفونت‌هاي بيني و سينوس آلرژي‌هاي تنفسي نيز جزو علل شايع افزايش مقاومت راه هوايي و تنفس دهاني است. نقص آناتوميكي صورت مانند اختلالات فك و صورت و چانه نيز ممكن است در انسداد سيرتنفسي نقش داشته باشد. وضعيت تنفس از راه دهان بايد هرچه زودتر در كودكان اصلاح شود چراكه ادامه تنفس از راه دهان منجر به صدمات اسكلتي در صورت شده و نظم دنداني را به هم مي‌زند و تغييرات غيرقابل برگشتي به جا مي‌گذارد.

چرا چشم به رنگ سبز حساسیت دارد؟

ماژيك‌هاي به اصطلاح شبرنگ كه از آنها براي نشاندار كردن قسمت‌‌هاي مهم متون مختلف استفاده مي‌شود، در مجموعه‌اي از رنگ‌هاي مختلف توليد مي‌شوند، اما آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد كه چرا اغلب افراد استفاده از ماژيك‌هاي زرد فسفري را براي نشاندار كردن قسمتي از متن كتاب يا جزوه‌اي كه در حال خواندن آن هستند ترجيح مي‌دهند؟ 
گر چه ممكن است رنگ زرد، رنگ مورد علاقه و دلخواه شما نباشد،‌ اما حقيقت اين است كه چشم‌هاي شما در مقايسه با ديگر رنگ‌ها مانند رنگ آبي يا قرمز، رنگ زرد را بهتر مي‌بينند. به عبارت ديگر، چشم‌هاي ما نسبت به رنگ زرد از حساسيت بيشتري برخوردار است و به همين علت ديدن اين رنگ حتي در وضعيتي كه به طور مستقيم به جايي يا چيزي نگاه نمي‌كنيم،‌به مراتب آسان‌تر است و دليل اين موضوع ناشي از اختلاف در طول موج رنگ‌هاي مختلف است. براي درك بهتر اين موضوع يك رنگين كمان را كه در برگيرنده مجموعه‌‌اي از رنگ‌هاي تشكيل‌دهنده نورمرئي است، در نظر بگيرند. رنگ‌هاي تشكيل‌دهنده اين طيف رنگي از رنگ قرمز كه بلندترين طول موج را دارد، آغاز مي‌شود و پس از آن، به ترتيب رنگ‌هاي نارنجي، زرد، سبز، آبي و رنگ بنفش كه كوتاه‌ترين طول موج را دارد، قرار مي‌گيرند. اگر دقت كنيد متوجه خواهيد شد رنگ‌هاي سبز و زرد در ميانه طول موج‌هاي اين طيف قرار دارند. چشم‌هاي ما نسبت به 2 رنگ سبز و زرد، حساسيت بيشتري از خود نشان مي‌دهند و به همين دليل مي‌‌توانند اجسامي را كه به رنگ زرد يا سبز هستند، با وضوح بيشتر و بهتر ببينند. حتي افرادي كه مبتلا به كوررنگي هستند و تنها رنگ‌هاي سبز و قرمز را بخوبي تشخيص مي‌دهند نيز قادرند رنگ زرد را ببينند و تشخيص دهند.
به همين دليل ماژيك‌هاي نشانگر زردرنگ در سطح دنيا پرفروش‌ترين اين ماژيك‌ها هستند. اما ممكن است اين سوال در ذهن شما مطرح شود كه اگر ما انسان‌ها دو رنگ سبز و زرد را در مقايسه با ديگر رنگ‌ها سريع‌تر تشخيص مي‌دهيم پس چرا علائم توقف و اغلب اتومبيل‌هاي عادي و امدادرساني نظير ماشين‌هاي آتش‌نشاني به رنگ قرمز هستند؟ در حقيقت انتخاب رنگ قرمز در اين زمينه‌ها بيش از اين كه براساس توانايي‌هاي ديداري انسان‌ها باشد، برگرفته از سنت‌هاي كهن‌ حاكم بر جوامع مختلف است. اما از آنجا كه تحقيقات انجام شده نشان داده است چشم انسان نسبت به رنگ‌هاي زرد و سبز حساسيت بيشتري دارد و اين رنگ‌ها را بهتر تشخيص مي‌دهد، بسياري از كشورها رنگ ماشين‌هاي امدادرساني نظير آمبولانس‌ها و ماشين‌هاي آتش‌نشاني خود را به رنگ زرد مايل به سبز تغيير داده‌اند تا رانندگان در مسير حركت خود بسرعت از ورود اين تومبيل‌ها مطلع شوند و در كوتاه‌ترين زمان ممكن با تغيير مسير حركت، مسير آزاد را براي حركت اين گروه از وسايل نقليه ايجاد كنند.

چرا شكلات تلخ بخوريم؟

شكلات تاثيرات زيادي بر بدن ما اعمال مي‌كند. شكلات تلخ به شكلاتي گفته مي‌شود كه ميزان كلي كاكائو در آن حداقل 40 درصد وزن خشك و مقدار شكر بسيار كمي به آن اضافه شده باشد. طعم و عطر اين شكلات از ساير شكلات‌ها بيشتر است و خواص مختص به خود را دارند. به عبارت ديگر؛ شكلات تلخ نسبت به شكلات‌هاي ديگر، شامل ميزان بسيار بيشتري پودر كاكائو است. اين پودر مواد طبيعي و تركيبات خاصي دارد كه منجر به طعم تلخ كاكائو مي‌شود.
جالب است بدانيد اولين بار سال 1100 قبل از ميلاد از درخت كاكائو نوشيدني‌هايي استخراج ‌شد كه به آب تلخ معروف بود تا اين كه صنعت ساخت شكلات به تدريج پيشرفت كرد و البته در ابتدا فقط افراد ثروتمند قادر به خريد شكلات بودند، ولي به مرور زمان و با ساخت دستگاه‌هايي كه جاي كارگران را گرفت، از هزينه توليد شكلات‌ كاسته شد و افراد معمولي نيز توانستند از اين ماده استفاده كنند. انواع ديگري از شكلات نيز وجود دارد؛ براي مثال شكلات سفيد كه با حذف ليكور از شكلات تيره به دست مي‌آيد و نيز شكلات شيري. از بين تمام انواع شكلات‌ها، شكلات تيره براي انسان مفيدتر است. ولي جالب اين‌كه همين شكلات در بدن برخي از حيوانات مثل گربه منجر به توليد سموم مي‌شود و بشدت براي آنها ضرر دارد.
ادامه نوشته

آیا ماهی ها هم می شنوند؟

حتي اگر با دقت به يك ماهي زنده نگاه كنيد باز هم نمي‌توانيد گوش‌هايش را ببينيد. چرا كه در ماهي‌ها، گوش‌ها از جمله اعضاي داخلي بدن هستند و داخل سر و درست در قسمت پشت چشم‌ها قرار گرفته‌اند. به طور كلي در آبزيان هر گوش متشكل از يك حفره بسيار كوچك و ميان‌تهي است كه مجموعه‌اي از عصب‌هاي مويي‌شكل داخل آن قرار گرفته‌اند. در هر يك از اين حفره‌هاي ميان‌تهي و روي عصب‌هاي مويي‌شكل گوش، سه سلول كوچك دانه‌اي شكل وجود دارد كه در حفظ تعادل ماهي‌ها هنگام شنا در آب نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كنند. علاوه بر اين، به ماهي‌ها كمك مي‌كنند تا صداها را بشنوند. صوت در آب به صورت مجموعه‌اي از امواج پرفشار منتقل مي‌شود و انتقال اين امواج در آب موجب لرزش بدن ماهي مي‌شود. اعصاب مويي‌شكل گوش‌ها كه در اصطلاح به آنها اتوليت گفته مي‌شود در مقايسه با ديگر سلول‌هاي تشكيل‌هنده بدن ماهي‌ها، چگالي بيشتري دارند، بنابراين با ارتعاش حفره گوش اين سلول‌ها كه ساختار كروي‌شكل دارند، با سرعت كمتري در مقايسه با ديگر سلول‌ها به حركت درمي‌آيند و دچار نوسانات اندكي مي‌شوند. بر اثر نوسانات اين سلول‌ها، ضربه‌هايي به عصب‌هاي مويي‌شكل كه در حفره گوش قرار گرفته‌اند وارد مي‌شود كه همين موضوع موجب تحريك اين عصب‌ها مي‌شود. با تحريك عصب‌ها، علائمي از حفره گوش به مغز ارسال مي‌شود و به اين ترتيب به مغز اطلاع داده مي‌شود كه هياهويي در راه است.
با رشد ماهي‌ها، گوش سنگ‌ها هم بزرگ‌تر مي‌شوند و بتدريج لايه‌اي از كربنات كلسيم روي سطح اتوليت‌ها قرار مي‌گيرد كه موجب بزرگ شدن ابعاد آنها مي‌شود. جالب است بدانيد كه يكي از راه‌ها براي تخمين سن ماهي‌ها بررسي ابعاد اتوليت‌ها در گوش ماهي‌هاست. براساس نتايج به دست آمده از مطالعات اخير دانشمندان، ماهي‌ها از طريق زبان شگفت‌انگيزي با همديگر صحبت مي‌كنند. اگرچه ممكن است همه ماهي‌ها نتوانند از طريق ارتعاش باله‌هايشان صداهاي ظريف و جيرجيرمانندي ايجاد كنند اما همه آنها مي‌توانند به كمك گوش‌هايشان اين صداها را بشنوند. نتايج انجام شده نشان داده است ماهي‌هاي خالدار پرچانه‌ترين ماهي‌ها هستند كه با ايجاد صداهايي شبيه به خرخر كردن با هم صحبت مي‌كنند. آنها در تمام طول روز در حال صحبت با ديگر ماهي‌ها هستند اما در نقطه مقابل آنها برخي از ماهي‌ها تنها در فصل تخم‌ريزي صحبت مي‌كنند و اغلب مواقع ساكت هستند. البته بهتر است بدانيد اگر در خانه ماهي آكواريومي داريد با حبس كردن نفس در سينه هم موفق به شنيدن صدايش نخواهيد شد چرا كه اين ماهي‌ها قدرت شنوايي بالايي دارند و در صورتي‌كه كوچك‌ترين صدايي را نزديكي خود احساس كنند اصلا صحبت نخواهند كرد.

چرا برخي در هر ‌شرايطي مي‌خوابند؟

شايد شما از آن دسته افرادي هستيد كه در هر محيط و وضعيتي براحتي مي‌توانيد بخوابيد يا اگر هم جز اين دسته نباشيد، بارها افرادي را در قطار، تاكسي يا اتوبوس ديده‌ايد كه براحتي در طول مسير خوابيده‌اند و صداي خروپف آنها از يك خواب راحت و عميق حكايت دارد. علت اين‌كه اين دسته افراد براحتي در هر محيطي مي‌توانند بخوابند، اين است كه آنها داراي مقادير بيشتري از قطع‌كننده‌هاي فعاليت مغزي هستند كه به دوك‌هاي خوابي معروفند. با وجود تفاوت‌هايي كه هر كدام از ما درنوع محل خواب خود داريم، اما همه ما از يك الگوي مشخص در زمان خواب پيروي مي‌كنيم كه اين الگو شامل 2 مرحله است: يكي مرحله Non-Rem و ديگري مرحله Rem . مرحله Rem ـ Non با حركات آرام چشم همراه است. جالب است بدانيد كه در اين مرحله، فردي كه درخواب است، براحتي بيدار مي‌شود و افرادي كه در اين مرحله از خواب هستند، معتقدند كه به‌طور كامل آگاه و بيدار هستند. مرحله Rem شامل حركات سريع چشم است؛ رويا و خواب ديدن در اين مرحله رخ مي‌دهد و ضربان قلب و تنفس نامنظم است و در آن، بيدار كردن شخص نسبت به مرحله قبلي، مشكل‌تر است. از طرف ديگر، در بخش مركزي مغز منطقه وسيعي به نام تالاموس وجود دارد. وظيفه تالاموس، دريافت امواج حسي از محيط، تقويت آنها و سپس فرستادن به بخش‌هاي مختلف مغز است. در زمان بيداري، تالاموس امواج تحريكي حسي از قبيل امواج شنوايي، بينايي، حسي و لامسه را از محيط دريافت، تقويت و ارسال مي‌كند. جالب است بدانيد اين كار در زمان خواب به صورت عكس انجام مي‌گيرد، به عبارتي، تالاموس به جاي تقويت اين امواج سبب تضعيف يا متوقف كردن آنها مي‌شود. در آزمايش‌هاي انجام شده، دوك‌هاي خواب، در ابتداي خواب، يعني در مرحله non rem روي دستگاه الكتروآنسفالوگراف ظاهر مي‌شود. اين دستگاه براي اندازه‌گيري امواج مغزي به كار مي‌رود. تحقيقات اخير نشان داده است افرادي كه در هر شرايطي براحتي مي‌خوابند، تعداد دوك‌هاي خوابي ثبت شده از آنها روي اين دستگاه از ديگر افراد بيشتر است اما اين‌كه آيا مي‌توان تعداد اين دوك‌ها را افزايش داد يا نه، هنوز مشخص نشده است.

پوکی استخوان

پوكي استخوان بيماري شايعي است كه اگر از هم ‌اكنون به فكرش نباشيد، روزي شما را هم گرفتار خواهد كرد. پوكي استخوان، استئو پوروز يا استخوان متخلخل، اختلالي است كه مشخصه آن كاهش جرم يا تراكم و چگالي استخوان و به دنبال آن تخريب ساختار بافت استخواني است. در نتيجه اين بيماري استخوان‌ها ترد و شكننده مي‌شوند و خطر شكستگي با ساده‌ترين و كوچك‌ترين ضربات، بويژه در مفصل ران، ستون مهره‌ها و مچ‌دست افزايش مي‌يابد. پوكي استخوان يك بيماري شاخص خانم‌هاي يائسه است، ولي در زنان جوان‌تر يا مرداني كه شرايط زمينه‌اي و عوامل خطر آن را دارند نيز ديده مي‌شود. استخوان يك بافت زنده است كه به طور عمده از كلاژن (پروتئيني كه چارچوب فرم استخوان را تشكيل مي‌دهد)‌ و فسفات كلسيم (يك ماده معدني كه باعث استحكام استخوان مي‌شود)‌ تشكيل مي‌شود. همراهي كلاژن و كلسيم در ساختار استخوان باعث مي‌شود استخوان‌ قوي و مستحكم و در عين حال در برابر ضربات وارده به آن انعطاف‌پذير باشد.
99 درصد كلسيم بدن در استخوان‌ها و دندان‌ها يافت مي‌‌شود و يك درصد باقيمانده هم در خون جريان دارد. به طور كلي كلسيم نقش مهمي در عملكرد ماهيچه‌ها، فرستادن پيام از طريق اعصاب و رها شدن هورمون‌ها ايفا مي‌كند.‌ اگر سطح كلسيم خون به دليل كمبود دريافت مواد لازم پايين باشد،‌ كلسيم لازم براي عملكرد متعادل سلول‌ها از استخوان‌ها تامين مي‌شود و در نتيجه ذخيره كلسيم موجود در استخوان‌ها تقليل مي‌يابد.
ادامه نوشته

شیر مادر

شروع تغذيه با شير مادر ظرف يك ساعت اول تولد و تغذيه انحصاري با شير مادر در 6 ماه اول مي‌تواند جان بيش از يك ميليون نوزاد را حفظ كند. مطابق آمارهاي موجود از 136 ميليون تولد نوزاد در سال، حدود 4 ميليون در طول ماه اول عمر مي‌ميرند كه حدود 98 درصد از آنها در كشورهاي كم‌توسعه و فقير متولد شده‌اند. اين در حالي است كه مطالعات اخير نشان مي‌دهد، اگر تمام مادران اين نوزادان ظرف يك ساعت اول تولد و منحصرا شيرخوارشان را تا 6 ماه با شير خود تغذيه كنند، جان يك ميليون، از 4 ميليون نوزاد، حفظ مي‌شود.
براي اولين‌بار محققان در منطقه روستايي غنا دريافتند نوزاداني كه تغذيه با شير مادر را در ساعت اول تولد شروع مي‌كنند، احتمال بقاي آنها در دوره نوزادي بيشتر از نوزاداني است كه شير مادر را به موقع شروع نمي‌كنند. در واقع نوزاداني كه تغذيه با شير مادر را پس از 24 ساعت اول تولد شروع مي‌كنند، احتمال مرگشان نسبت به نوزاداني كه شير مادر را ظرف ساعت اول شروع كرده‌اند 5‌/‌2 برابر بيشتر است. همچنين در اين مطالعه مشخص شد، احتمال مرگ نوزاداني كه با غذاهاي جامد يا شيري به جز شير مادر در ماه اول تغذيه شده‌اند، به شيرخواراني كه منحصرا با شير مادر تغذيه مي‌شوند 4 برابر بيشتر است و در نهايت نتيجه‌گيري شده است، اگر تغذيه انحصاري با شير مادر از روز اول تولد شروع شود از 16 درصد مرگ نوزادان و اگر تغذيه انحصاري با شير مادر در ساعت اول تولد شروع شود، از 22 درصد مرگ آنها پيشگيري مي‌شود.
ادامه نوشته

كم‌كاري و پركاري غده تيروئيد

تيروئيد يك غده پروانه‌اي شكل در جلوي گردن است و به دليل هورمون‌هايي كه توليد مي‌كند نقش‌هاي بسياري در بدن ايفا مي‌كند. نقش اصلي هورمون‌هاي تيروئيد (T3 و T4)،‌ كنترل سنتز پروتئين و تعادل ازت و نيز تنظيم متابوليسم بدن است. همچنين T3 و گلوكوكورتيكوئيد‌ها (هورمون‌هاي آدرنالين)‌، با افزايش نسخه ژنين هورمون رشد (GH)‌، موجب توليد بيشتر اين هورمون مي‌شوند. هورمون رشد به كنترل مصرف مناسب اسيدهاي چرب داخل سلول‌ها كمك مي‌كند. هورمون‌هاي تيروئيد، همچنين در متابوليسم كربوهيدرات‌ها كه منبع اصلي انرژي در بدن است،‌ نيز دخالت دارند. TSH هورموني است كه به تحريك توليد هورمون‌هاي T3 و T4 كمك مي‌كند و هورمون مترشحه از هيپوتالاموس، موسوم به TRH، باعث تنظيم TSH مي‌شود. همچنين يد و اسيد آمينه تيروسين نيز براي توليد هورمون‌هاي تيروئيد،‌ مورد نياز هستند. نامتعادل شدن سطح هورمون‌هاي تيروئيد مي‌تواند موجب كم‌كاري يا پركاري غده تيروئيد شود. لازم به ذكر است كه نسبت T3 به T4 بايد 7 به يك يا پايين‌تر باشد، در كمبود يد اين نسبت كاهش مي‌يابد.
ادامه نوشته

چشم

چشم‌ها از پيچيده‌ترين اعضاي بدن ما انسان‌ها هستند و به ما كمك مي‌كنند تا حتي پيش از اين كه جسمي را لمس كنيم يا تشخيص بدهيم كه چقدر با ما فاصله دارد، بتوانيم درباره ابعاد يا ساختار آن پيشگويي‌هايي را انجام دهيم. وقتي چشم‌ها در معرض نور قرار مي‌گيرند بيش از 100 ميليون سلول به طور همزمان فعال‌ مي‌شود و تصوير مشاهده شده را به پيام‌هاي عصبي تبديل خواهند كرد كه به مغز منتقل مي‌شود.

به همين علت بيش از 70 درصد از گيرنده‌هاي حسي بدن در چشم‌ها قرار گرفته‌اند. وجود گيرنده‌هاي حسي بي‌شمار در چشم‌ها به اين معني است كه دريافت اطلاعات صحيح و بي‌عيب و نقص در چشم‌ها براي ما بسيار ضروري و حياتي است، چراكه در غير اين صورت نمي‌توانيم شكل واقعي اجسام پيرامون خود را به درستي تشخيص دهيم. امواج نور را در جهات مختلفي منعكس مي‌كنند. بخشي از نور منعكس شده از اجسام در قرنيه متمركز مي‌شود. نور عبوري از قرنيه پس از اين كه به عدسي چشم مي‌رسد متمركز شده و براساس امواج نوري دريافت شده، تصويري از جسم ديده شده بازسازي مي‌شود. سپس اين امواج از داخل چشم عبور مي‌كنند و به شبكيه مي‌رسند و به اين ترتيب تصويري وارونه از جسم ديده شده روي شبكيه ايجاد مي‌شود. اطلاعات دريافتي در شبكيه، به مغز ارسال مي‌شود تا براساس آن تصوير واقعي از جسم ساخته شود و به اين ترتيب ما به كمك چشم مي‌توانيم رنگ و شكل اجسام را هم به درستي تشخيص دهيم، اما آيا تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه چگونه مي‌توانيم اجسام را به صورت سه‌بعدي ببينيم؟ وقتي به فضاي مقابل خود مي‌نگريم ميدان ديد ما يك ميدان دوچشمي است، چراكه همزمان از هر دو چشم براي ديدن يك منظره استفاده مي‌كنيم كه البته هر كدام از چشم‌ها بخشي از اين منظره را مي‌بينند و تصاوير دريافتي توسط دو چشم با يك زاويه 120 درجه نسبت به هم قرار مي‌گيرند. ديدن دو تصوير از يك جسم يا منظره واحد از زواياي مختلف و بدون تغيير شكل، به شما اين امكان را مي‌دهد تا يك ديد سه‌بعدي داشته باشيد. عنبيه، دايره رنگي چشم است كه مردمك در قسمت مياني آن قرار گرفته است. در ساختار چشم دو گروه سلول‌هاي حساس در برابر نور وجود دارد كه نور دريافتي را به پيام‌هاي الكتريكي تبديل مي‌كنند. گروهي از اين سلول‌ها ميله‌اي‌شكل و گروهي ديگر مخروطي‌شكل هستند. سلول‌هاي ميله‌اي‌شكل اجسام را به صورت سياه و سفيد مي‌بينند و سلول‌هاي مخروطي‌شكل كه در حفره چشم (بخشي از شبكيه كه با بيشترين دقت، نور را متمركز مي‌كند)‌ قرار گرفته‌اند جزئيات مختلفي را درباره رنگ اجسام دريافت مي‌كنند. علائم ارسالي از اين سلول‌ها از سلول‌هاي رابط عصبي عبور كرده و در نهايت به عصب بينايي مي‌رسد.

پوست

حس لامسه يكي از حواس پنجگانه بدن است كه اطلاعات مربوط به هرگونه فشار وارد شده به سطح پوست يا تماس پوست با سطوح مختلف و همچنين دماي هواي اطراف را دريافت و به مغز ارسال مي‌كند. حس لامسه در سطح پوست قرار دارد، عضوي كه تمام سطح خارجي بدن را پوشانده است و از قسمت‌هاي مختلف بدن محافظت مي‌كند.
بازسازي سلول‌ها در سطح پوست فرآيندي بي‌وقفه است كه همواره در حال انجام شدن است. وقتي پوست بدن با تغييرات خارجي نظير تغيير دماي محيط مواجه مي‌شود، در واكنش نسبت به اين تغييرات مكانيسم‌هايي در سطح پوست فعال مي‌شوند كه از طريق بستن و بازكردن منافذ سطح پوست به حفظ دماي بدن كمك مي‌كنند. البته در اين فرآيند، ترشحات سطح پوست نظير ترشحات غدد عرقي بدن نيز با كاهش دماي بدن نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. غدد عرقي نيز مانند غدد چربي در جلوگيري از آلودگي و همچنين جذب آب مورد نياز سطح پوست در قسمت‌هايي كه در آنجا قرار گرفته نقش موثري دارند. پوست پلك چشم، نازك‌ترين و پوست كف پا ضخيم‌ترين قسمت‌هاي پوست بدن هستند كه مانند ديگر قسمت‌هاي پوست بدن وظيفه محافظت از استخوان‌ها، عضلات، عصب‌ها، رگ‌هاي خوني و همچنين اعضا و اندام‌هاي دروني بدن را بر عهده دارند. بسياري از محققان بر اين باورند كه در حقيقت موها و ناخن‌ها نيز شكل تغيير يافته‌اي از پوست هستند. موها در تمام قسمت‌هاي بدن به جز كف دست‌ها، كف‌ پاها، پلك‌ها و لب‌ها وجود دارند. لايه فلس مانند لايه شاخي پوست، خارجي‌ترين قسمت پوست بدن است كه سطحي و شفاف است.

اپيدرم يا پوست بيروني، لايه بيروني پوست است كه در برابر آب نفوذناپذير بوده و در حقيقت نازك‌ترين لايه تشكيل‌هاي ساختار پوست است. غشاي مياني پوست زير پوست بيروني قرار گرفته و در مقايسه با آن ضخيم‌تر است. آخرين لايه تشكيل‌دهنده ساختمان اصلي پوست بدن، چربي‌هاي زيرپوستي است كه منبع ذخيره انرژي بوده و به عنوان يك عايق حرارتي عمل مي‌كند. قسمت‌هاي اصلي پوست كه هر يك وظايف مختلفي را بر عهده دارند در غشاي مياني پوست قرار گرفته‌اند. براي مثال دانه‌هاي مايسنر دانه‌هاي پاسيني از قسمت‌هاي مختلف تشكيل‌دهنده ساختار غشاي مياني پوست هستند كه در برابر تماس سطح پوست با اجسام خارجي و همچنين فشار يا ارتعاشات حساسند. دانه‌هاي مايسنر در پوست سرانگشتان و لب‌ها و دانه‌هاي پاسيني در پوست قسمت‌هاي مختلف بدن قرار دارند. غدد عرقي كه تنظيم‌كننده دماي بدن هستند نيز در غشاي مياني پوست قرار گرفته‌اند. غدد چربي در نزديكي پوست بيروني قرار دارند. اين غدد ماده چربي در پوست ترشح مي‌كنند كه سطح پوست را پوشانده و موجب نرمي و انعطاف‌پذيري پوست مي‌شود. ميزان ترشحات غدد چربي پوست در آقايان در مقايسه با خانم‌ها بيشتر است و به همين علت پوست بدن آقايان معمولا چرب‌تر بوده و از استحكام بيشتري برخوردار است. مجاري عرقي پوست نيز راه‌هاي خروجي براي خارج شدن آب و نمك اضافي در بدن و همچنين سموم دفعي بدن از سطح پوست هستند. در غشاي مياني پوست رگ‌هاي خوني بسيار كوچك و ظريفي وجود دارد كه بسيار آسيب‌پذير بوده و در اثر ضربه به سطح پوست، خون از اين رگ‌ها خارج شده و سطح پوست تغيير رنگ مي‌دهد و به اصطلاح كبود مي‌شود.

تاثير انرژي‌هاي محيطي بر بدن

ارتعاشات دروني زمين بر سلامت و احوالات ما تاثيرگذار هستند. خطوط معروف به كوزي به صورت خطوط قطري منظمي به فاصله 4 متر از دور كره زمين را در بر مي‌گيرند، ولي خطوط و اشعه‌هاي ديگري نيز وجود دارند، مانند اشعه‌هايي كه شكل مارپيچ دارند يا اشعه‌هايي كه همراه جريان آب در حال حركت هستند. انسان هميشه از وجود اين امواج آگاهي داشته است. ساكنان اوليه در شمال اسكانديناوي، خانه‌هاي مسكوني خود را جايي انتخاب مي‌كردند كه نزديك اشعه منفي زمين نباشد. در لايه‌هاي دروني زمين به دليل ناهموار بودن لايه‌ها و وجود شكاف و تقاطع آنها با لايه‌هاي مختلف و همين طور جريان‌هاي مختلف آب، جرياناتي به وجود مي‌آيد كه روي سلامت انسان تاثير منفي مي‌گذارند. اين موضوع را استرس ژوپاتيك (ناملايماتي كه بر اثر تشعشعات زيرزميني به وجود مي‌آيد)‌ مي‌نامند. نيروي ژئومغناطيسي زمين و امواجي كه تشعشعات زيرزميني را به وجود مي‌آورند بر افراد، حيوانات و گياهاني كه در آن مكان به سر مي‌برند، تاثير منفي مي‌گذارد. البته بايد توجه داشت اين خطوط به خودي خود باعث به وجود آمدن بيماري نمي‌شوند ولي باعث تحليل انرژي‌ها مي‌شوند.
با در نظر گرفتن اين كه بدن در حالت خواب بيشتر آسيب‌پذير است، در طول شب راحت‌تر مورد تاثير اين امواج قرار مي‌گيرد. اين امواج تاثير قابل‌توجهي بر افراد قوي و كساني كه در سلامت كامل به سر مي‌برند، ندارد ولي تاثيري كه اين امواج بر سيستم ايمني بدن و تاثيرات روحي بر افراد ناسالم و ضعيف مي‌گذارد، كاملا قابل توجه است. گفتني است نيمي از اين اشعه‌هاي زيرزميني مثبت هستند و در صورت قرار گرفتن در معرض اين انرژي‌ها، اثرات مثبت به بدن منتقل مي‌شود به همين علت هم بسياري معتقدند ارتباط با طبيعت، اثرات بسيار مثبتي دارد. افرادي كه كنار طبيعت و با طبيعت زندگي مي‌كنند سالم‌تر از افرادي هستند كه توجهي به اين مهم ندارند.
ادامه نوشته

چرا تب مي‌كنيم؟

درجه سانتي‌گراد است، به اين ترتيب كه در دهان بين 2‌/‌33 تا 2‌/‌38 درجه سانتي‌گراد، زير بغل، بين 5‌/‌35 تا 37 درجه سانتي‌گراد و ناحيه مقعد بين 4‌/‌34 تا 8‌/‌37 درجه سانتي‌گراد است. همچنين درجه حرارت بدن در طول روز متغير است، به طوري كه در ساعت 4 صبح كمترين و در 6 بعد از ظهر در بيشترين حد خود قرار دارد،‌ بنابراين دماي 5‌/‌37 درجه كه ممكن است در صبح تب محسوب شود، در بعدازظهر نرمال است. همچنين در افراد مسن كه توانايي براي توليد گرماي بدن كاهش مي‌يابد، ممكن است دماي نرمال 3‌/‌37 درجه باشد.
تب به طور معمول هميشه علامت نوعي از بيماري است. عفونت‌هاي ناشي از عوامل خارجي مانند ويروس‌ها و باكتري‌ها، باعث افزايش دماي بدن مي‌شوند، سيستم دفاعي بدن نيز با افزايش توليد گلبول‌هاي سفيد براي مقابله با اين عوامل، باعث يك افزايش ديگر در دماي بدن مي‌شود. تب علامت شايع بسياري از بيماري‌ها از جمله بيماري‌هاي عفوني مانند آنفلوآنزا، ذات‌الريه، آبله‌ مرغان، سرخك،‌ رماتيسم، HIV (ايدز)‌،‌ مالاريا، گاسترو آنتريت (التهاب معدي روده‌‌اي)‌، التهاب‌هاي مختلف پوستي، بيماري‌هاي ايمونولوژيكي مانند لوپوس اريتروماتوز (نوعي بيماري پوستي)‌ است يا در تخريب بافتي ناشي از هموليز، جراحي، آنفاركتوس، خونريزي مغزي و غيره اتفاق مي‌افتد و نيز مي‌تواند ناشي از واكنش به محصولات خوني ناسازگار‌ يا ناشي از اختلالات متابوليك مانند نقرس يا مشكلاتي مانند آمبولي ريوي يا ترومبوز (ايجاد لخته خون)‌ وريدي و حتي سرطان‌هايي مانند سرطان كليه، خون و لنفاوي باشد.
عامل ايجاد تب، پيروژن ناميده مي‌شود كه مي‌تواند خارجي يا داخلي باشد.به عنوان مثال ماده باكتريايي ليپوساكاريدي كه در ديواره سلولي برخي از باكتري‌‌ها وجود دارد، يك نمونه از پيروژن خارجي است. پيروژن باعث آزاد شدن پروستا گلاندين E2 (PGE2) مي‌شود كه روي هيپوتالاموس اثر مي‌كند. هيپوتالاموس در بسياري از موارد، مانند يك ترموستات عمل كرده و دماي بدن را تنظيم مي‌كند. هنگامي كه نقطه تنظيم بالا مي‌رود، دماي بدن باحفظ و توليد فعال گرما افزايش مي‌يابد همچنين كاهش قطر رگ‌هاي خوني نيز مانع از دست رفتن گرما مي‌شود. اگر اين اقدامات براي تطبيق دادن دماي بدن با تنظيم جديد در هيپوتالاموس ناكافي باشد، به منظور استفاده از حركات ماهيچه‌اي براي توليد گرماي بيشتر، لرز آغاز مي‌شود. هنگامي كه تب متوقف مي‌شود، براي تنظيم هيپوتالاميك در دماي پايين‌تر، فرآيندها برعكس مي‌شوند، به طوري كه قطر رگ‌هاي خوني افزايش يافته، لرزيدن و نيز توليد گرماي بدون لرز پايان مي‌يابد و بدن براي سرد شدن و رسيدن به دماي پايين‌تر، عرق مي‌كند.

ادامه نوشته

آرامبخش‌هاي خطرناك

انواع داروها در كنار اثرات مثبتي كه دارند، در عين حال مي‌توانند عوارض نامطلوب يا مضري نيز داشته باشند. از طرفي ديگر هيچ راهي وجود ندارد تا شما پيش‌بيني كنيد بدنتان چه واكنشي به مواد شيميايي موجود در يك داروي خاص نشان مي‌دهد. ضمن اين كه زماني كه از دارويي كه براي شما تجويز شده استفاده مي‌كنيد هر غذا يا داروي ديگري كه بخوريد، ممكن است با اثربخشي داروي تجويز شده تداخل پيدا كند يا هر بيماري حادي كه داشته باشيد مانند فشار خون بالا، ديابت يا ناراحتي كليه مي‌تواند بر توانايي بدنتان در برخورد با برخي از داروها تاثير بگذارد. بنابراين پيش از آن كه هر دارويي را بدون آگاهي بخوريد، لازم است دقيقا بدانيد چه مي‌خوريد و پس از مصرف آن بايد مراقب چه واكنش‌هايي باشيد. لزوم داشتن آگاهي لازم در مورد داروي مصرفي در حالي است كه طبق آمار سازمان جهاني غذا و دارو، 60 درصد از بيماران نمي‌توانند داروهاي خود را تشخيص دهند. به همين دليل هم APA توصيه مي‌كند قبل از مصرف هر دارو سوالاتي درباره آن از پزشك پرسيده شود.
به طور كلي آنچه در مورد واكنش‌هاي دارويي بايد بدانيم اين است كه يك دارو مي‌تواند اثرات بالقوه داروهاي ديگر كه همزمان مصرف مي‌شود را افزايش يا كاهش دهد يا عكس‌العملي متفاوت نشان دهد. انواع داروهايي كه به طور معمول با ساير داروها تقابل پيدا مي‌كنند، شامل آنتي‌بيوتيك‌ها، داروهاي ضدتشنج و ضدافسردگي، ضدديابت، رقيق‌كننده‌هاي خون، داروهاي ضداحتقان (گرفتگي بيني)‌، فشار خون و مسكن‌ها مي‌شوند. علاوه بر اينها، غذاها يا آشاميدني‌هاي خاصي نيز مي‌توانند با داروها تداخل پيدا كنند، به عنوان مثال چنانچه داروهاي ضدافسردگي مانند مارپلان، نارديل و پارنات با غذاهاي حاوي تيرامين مانند پنير مصرف شوند، مي‌توانند خطرناك باشند.
ادامه نوشته

آیا کافئین ما را هوشیارتر می کند؟

بلافاصله پس از نوشيدن يك فنجان قهوه، كافئين كه يك ماده محرك بسيار قوي است جذب روده مي‌شود و جالب اين كه در مدت زمان كمتر از يك ساعت و معمولا پس از گذشت نيم ساعت، جذب كافئين به بيشترين مقدار ممكن مي‌رسد. پس از جذب كافئين، اين ماده به سرعت در مايعات موجود در بخش‌هاي مختلف بدن منتشر مي‌شود و پس از عبور از كبد، در نهايت از طريق ادرار از بدن دفع خواهد شد. 3 ساعت پس از اين كه يك فنجان قهوه مي‌نوشيد، سطح كافئين موجود در خون به نصف سطح كافئين در زماني كه جذب آن به بيشترين مقدار ممكن مي‌رسد، كاهش خواهد يافت و پس از گذشت 6 ساعت، بيشتر كافئين جذب شده از بدن شما دفع خواهد شد. وقتي كافئين در قسمت‌هاي مختلف بدن توزيع مي‌شود موجب تحريك اعصاب و در نتيجه منجر به ترشح آدرنالين مي‌شود. آدرنالين اصلي‌ترين انتقال‌دهنده پيام عصبي در بدن است كه مي‌تواند به ميزان قابل توجهي سطح انرژي بدن و همچنين ميزان هوشياري را تغيير دهد. با افزايش ترشح آدرنالين در بدن، شدت ضربان قلب افزايش خواهد يافت. افزايش شدت ضربان قلب به اين معني است كه هر دقيقه خون بيشتري از طريق قلب در بدن پمپاژ خواهد شد. خون پمپاژ شده از قلب، اكسيژن بيشتري به مغز مي‌رساند و به همين علت شما احساس هوشياري بيشتري مي‌كنيد. علاوه بر اين كافئين از جمله مواد محركي است كه مي‌تواند به طور مستقيم نخاع و قشر مغز را نيز تحت تاثير قرار دهد كه تحريك نخاع و قشر مغز نيز به نوبه خود موجب افزايش سطح هوشياري افراد مي‌شود.
بسياري از افراد ساعت‌ها پس از نوشيدن قهوه نوعي حس بي‌حالي و ضعف را تجربه مي‌كنند. اگرچه دانشمندان تاكنون نتوانسته‌اند به شواهد قابل قبولي براي توجيه اين پديده دست يابند، اما به نظر مي‌رسد از بين رفتن اثر كافئين بتواند دليل خوبي براي مواجه با چنين شرايطي باشد. پس از اين كه اثر كافئين در بدن از بين مي‌رود مغز در وضعيتي قرار مي‌گيرد كه بايد بدون محرك‌هاي ناشي از جذب كافئين در بدن به فعاليت خود ادامه دهد و در چنين شرايطي است كه دچار ضعف و بي‌حالي خواهد شد. بنابراين اگرچه ممكن است نوشيدن يك فنجان قهوه بتواند انرژي مورد نياز براي ساعات اوليه يك روز را براي شما تامين كند، اما اين موضوع را نيز در نظر داشته باشيد كه پس از كاهش اثرات ناشي از جذب كافئين در بدن، با خستگي مواجه خواهيد شد كه شايد سپري كردن ساعات پاياني يك روزكاري را برايتان قدري مشكل سازد.

تاثير‌گرسنگي بر سلامت انسان

گرسنگي يا محروميت از غذاها ممكن است كلي يا جزئي باشد. وقتي از محروميت جزئي بحث مي‌كنيم، منظور عدم دسترسي به بعضي از انواع غذاهاست و عموما عنوان گرسنگي جزئي يا فقر غذايي به استفاده كردن غذاهاي غير كافي اطلاق مي‌شود. گرسنگي يك حالت كاملا فيزيولوژيك است چرا كه تمامي موجودات زنده در طول حيات با انواع گرسنگي‌ها كم و بيش برخورد مي‌كنند. بعلاوه در تظاهرات بيماري‌ها اكثرا گرسنگي ديده مي‌شود. اثرات گرسنگي براي زمان‌هاي طولاني برابر 40 تا50 روز در انسان مطالعه شده است.
نتايج اين مطالعه نشان دادند وزن بدن افراد تحت بررسي بتدريج كاهش مي‌يابد و در جريان 10 روز اول محروميت، كاهش وزن روزانه به حدود 1 تا 5/1درصد وزن اوليه بدن مي‌رسد. در روزهاي اول اين طور به نظر مي‌رسد كه هنگام گرسنگي كامل با وجود اين كه وزن شخص و مصرف انرژي روزانه كاهش مي‌يابد، نسبت مقدار انرژي مصرف شده به كيلوگرم وزن ثابت است، هرچند گاهي نيز تفاوت مختصري جلب نظر مي‌كند. بنابراين ارگانيسم محروم از غذا، مقدار انرژي را كه برابر با تجزيه غذاهاست از بافت‌ها وام مي‌گيرد، اما مقاومت اعضاي مختلف بدن در مقابل گرسنگي متفاوت است و طبق آماري كه به دست آمده نقصان وزن اعضاي مختلف بدن انسان بسيار متفاوت است.
همچنين در جريان گرسنگي، ساختار پروتوپلاسمي تحليل مي‌رود و با كاهش اندازه فيبرهاي عضلاني در نهايت فيبرها دژنره (دچار تخريب حاد)‌ مي‌شوند. سرعت كاهش وزن نيز نسبت مستقيم با جوان بودن و كوچك بودن جثه دارد، به اين معني كه هرقدر موجود گرسنه مورد آزمايش جوان‌تر و كوچك‌تر باشد، در نتيجه گرسنگي، وزن بدنش با سرعت بيشتري كم مي‌شود. لذا زمان زنده ماندن با گرسنگي كامل در مورد اشخاصي كه با عوامل تشديدكننده مصادف نمي‌شوند، براي نوزاد انسان 3 روز و براي انسان بالغ 5 تا 6 هفته است كه البته هرگز از 9 هفته بيشتر نمي‌شود.
ادامه نوشته

آیا بیماری های دهان و دندان می تواند باعث کم شدن حافظه شود؟

براساس مطالعات انجام شده، بيماري‌‌هاي دهان و دندان و بويژه بيماري‌هاي لثه مي‌توانند مغز انسان را نيز تحت تاثير خود قرار دهند و اختلالاتي را در عملكرد مغز ايجاد كنند. اين موضوع تا حدي موثر است كه در سالمنداني كه با مشكل ناشي از بيماري‌هاي لثه مواجه هستند در مقايسه با ديگر سالمندان احتمال از دست‌دادن حافظه يا ابتلا به بيماري‌هاي شناختي نظير بيماري‌ زوال عقل، فراموشي يا ايجاد اختلال در عملكرد مغز بيشتر خواهد بود.
شايد به نظر برسد در اين گروه از افراد يعني افرادي كه دچار فراموشي مي‌شوند احتمال اين كه مراقبت از دندان‌ها و رعايت بهداشت دهان و دندان فراموش شود بيشتر است و به همين علت اين افراد بيشتر در معرض ابتلا به بيماري‌هاي دهان و دندان خواهند بود. به عبارت ديگر اين فراموشي است كه موجب بي‌توجهي به سلامت دندان و رعايت بهداشت دهان و دندان مي‌شود، اما شواهد قابل قبولي وجود دارد كه نشان مي‌دهند اين بيماري‌هاي لثه هستند كه مي‌توانند زمينه بروز بيماري‌هاي شناختي و زوال عقل باشند.
بسياري از محققان بر اين باورند كه التهاب و تورم ناشي از بيماري‌هاي دهان و دندان مي‌تواند در اين زمينه نقش مهمي داشته باشند. اگرچه محققان و دانشمندان همچنان در تلاش هستند چگونگي تاثير بيماري‌هاي دهان و دندان در ابتلا به بيماري‌هاي شناختي را مورد بررسي و مطالعه قرار دهند، اما آنچه مسلم است اين كه بيماري‌هاي دهان و دندان و بخصوص بيماري لثه منجر به تورم و التهاب بافت دهان مي‌شوند و تورم ايجادشده مي‌تواند با اثرات نامطلوبي در بدن همراه باشد كه حتي مي‌تواند عملكرد مغز را نيز تحت تاثير خود قرار دهد. اين يافته‌ها به اين معني است كه بيماري لثه حتي مي‌تواند منجر به ايجاد تورم مغز شود كه به بافت مغز آسيب مي‌رساند. البته لازم است براي اثبات ارتباط بين بيماري‌هاي دهان و دندان و بيماري‌هاي ناشي از اختلالات مغزي، تحقيقات بيشتري در اين زمينه انجام شود. از اين‌رو بسياري از دانشمندان در تلاش هستند تا با انجام تحقيقات وسيع‌تر درباره پيامدهاي جانبي ناشي از بيماري‌هاي دندان‌ها و لثه به جزييات بيشتر و دقيق‌تري در اين زمينه دست يابند. البته جالب است بدانيد پيش از اين نيز تحقيقات مشابهي درباره وجود ارتباط بين سلامت دهان و دندان و بيماري‌هاي قلبي انجام شده است كه همگي حاكي از ارتباط موثر بين اين دو گروه از بيماري‌ها هستند. بنابراين بايد توجه داشت كه سلامت و بهداشت دهان و دندان نه‌تنها از ابتلا به بيماري‌هاي لثه و پوسيدگي‌هاي دنداني جلوگيري مي‌كند، بلكه مي‌تواند راهكار موثري براي پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و همچنين ايجاد اختلال در عملكرد قلب و ضعف حافظه باشد. پس به ياد داشته باشيد مسواك زدن و استفاده از نخ دندان براي حفظ سلامت عمومي شما لازم و ضروري خواهد بود.

خواص انار

انار ازجمله ميوه‌هاي پرطرفدار پاييزي است كه از گذشته‌هاي دور از قسمت‌هاي مختلف نظير گل، پوست و دانه براي درمان بسياري از بيماري‌ها استفاده مي‌شده است. امروزه نيز تحقيقات بسيار زيادي درباره خواص اين ميوه و تركيبات موجود در آن انجام شده است كه نشان مي‌دهد انار مي‌تواند در پيشگيري و درمان بسياري از بيماري‌ها موثر باشد. 85 درصد عصاره انار را آب و 10 درصد آن را قندهاي ساده و 5/1 درصد آن را پكتين تشكيل مي‌دهد.
پكتين ازجمله انواع فيبرهاست كه نقش بسيار مهمي در سلامت روده‌ها و كمك به هضم غذا دارد. همچنين انار ازجمله ميوه‌هاي سرشار از آنتي‌اكسيدان‌هاست. مصرف ميوه‌ها و سبزيجات حاوي آنتي‌اكسيدان‌ها مي‌تواند نقش بسيار مهمي در كاهش مرگ و مير ناشي از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، سكته مغزي و همچنين ابتلا به انواع سرطان‌ها داشته باشد. خاصيت آنتي‌اكسيداني انار در مقايسه با چاي سبز و انگور قرمز 3 برابر بيشتر است. براساس مطالعات انجام‌شده، اين ميوه نه‌تنها در پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، بلكه در درمان اين بيماري‌ها نيز مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد. در افرادي كه دچار تنگي عروق قلبي هستند مصرف روزانه انار در مدت زمان 3 سال، ضخامت چربي در جدار رگ‌ها و عروق قلبي را به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌دهد. همچنين اين ميوه به علت داشتن خواص ضدالتهابي مي‌تواند در كاهش فشار خون هم موثر باشد. خوردن آب انار سرعت پيشرفت بيماري‌هاي سرطاني را نيز كاهش مي‌دهد كه احتمالا علت آن به دليل وجود آنتي‌اكسيدان‌هاي موجود در عصاره انار است كه از بدن در مقابل راديكال‌هاي آزاد محافظت مي‌كنند و در نتيجه مانع از آسيب‌ديدگي سلول‌ها مي‌شود. در افراد مبتلا به بيماري ديابت احتمال بروز بيماري‌هاي قلبي و عروقي افزايش مي‌يابد. در اغلب بيماران ديابتي ترس از افزايش ناگهاني قند خون و ابتلا به عوارض ناشي از ابتلا به ديابت و همچنين عدم آگاهي آنها نسبت به مواد غذايي مختلف موجب مي‌شود اين افراد خود را از خوردن بسياري از ميوه‌ها يا مواد غذايي محروم كنند در حالي كه بسياري از اين مواد غذايي يا تركيبات موجود در ميوه‌ها براي بدن آنها لازم و ضروري است. اگرچه 10 درصد عصاره انار را قند تشكيل مي‌دهد، اما براساس مطالعات انجام شده درباره اين ميوه، خوردن انار هيچ اثري بر افزايش قند خون بيماران ديابتي ندارد و جالب اين كه خوردن اين ميوه در اين گروه از بيماران مي‌تواند نقش مهمي در بهبود وضعيت سلامت قلب و عروق آنها و همچنين جلوگيري از هرگونه آسيب احتمالي ناشي از افزايش قند خون به قلب داشته باشد. بنابراين افراد ديابتي هم مي‌توانند بخشي از سهم ميوه مصرفي خود را به انار اختصاص دهند و با خوردن نصف انار در روز از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي جلوگيري كنند.

تاریخچه سی تی اسکن

تصويربرداري عرضي يا مقطعي از بدن ازجمله روش‌هاي تشخيصي است كه گاهي از آن تحت عنوان كت اسكن نيز نام برده مي‌شود. در حقيقت CAT به معني تصويربرداري محوري به شيوه كامپيوتري است كه با اسامي مختلفي مانند CTR يا CDT هم از آن نام برده شده است. امروزه در اغلب كتاب‌ها و مراجع پزشكي به عنوان سي‌تي‌اسكن از اين شيوه تشخيصي صحبت مي‌شود. در اين شيوه تصويربرداري به صورت كامپيوتري به صورت برش‌هاي مقطعي از عضو مورد نظر تصويرهايي ثبت مي‌شود.
در سال 1917 ميلادي، رادون ـ كه رياضيداني اتريشي بود ـ ثابت كرد مي‌توان از اجسام دوبعدي يا سه‌بعدي عكس‌هايي در جهات مختلف گرفت. تلاش اين دانشمند بزرگ در حقيقت پايه و اساس عملكرد دستگاه‌هاي سي‌تي‌اسكن امروزي را شكل داد و پس از گذشت سال‌هاي طولاني از تحقيقات اين دانشمند نخستين دستگاه‌هاي آزمايشي سي‌تي‌اسكن در سال‌هاي 1961 و 1963 توسط اولدندورف و آلن كورمارك ساخته شدند و سرانجام در سال 1970 ميلادي فري هانسفيلد كه از رياضيدانان برجسته انگليسي بود، موفق شد از نخستين دستگاه سي‌تي‌اسكن كه خودش ساخته بود در تشخيص بيماري‌ها استفاده كند و به اين ترتيب فري هانسفيلد و آلن كورمارك به خاطر تلاش‌هايي كه در اين زمينه داشتند جايزه نوبل پزشكي سال 1979 را به طور مشترك از آن خود ساختند. دستگاه‌هاي سي‌تي‌اسكن اوليه كه توسط اين محققان طراحي و ساخته شدند، به طور اختصاصي براي بررسي و ارزيابي عملكرد مغز طراحي و ساخته شده بودند. بلافاصله پس از مدت كوتاهي نسل بعدي دستگاه‌هاي سي‌تي‌اسكن كه از قابليت‌ها و امكانات بيشتري برخوردار بودند ساخته شدند. در نسل سوم اين دستگاه‌ها، عملكرد تصويربرداري به گونه‌اي تغيير يافته بود كه مدت زمان تصويربرداري را به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌داد و در حال حاضر دستگاه‌هاي سي‌تي‌اسكن پيشرفته‌تري در مراكز درماني مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه در حقيقت نسل چهارم اين دستگاه‌هاي تصويربرداري هستند. در اين روش تصويربرداري اطلاعات دريافتي از بدن بيمار در كامپيوتر پردازش مي‌شود تا براساس آن مقطعي از بافت بدن يا اندام مورد نظر به تصوير كشيده شود. اين روش تشخيصي مي‌تواند انواع مختلفي از بافت‌ها نظير ريه، استخوان و حتي بافت‌هاي نرم بدن و رگ‌هاي خوني را با وضوح بسيار زيادي نشان دهد و براساس اين اطلاعات، پزشك مي‌تواند بسياري از بيماري‌ها و مشكلات عروقي، بيماري‌هاي گوارشي، بيماري‌هاي عفوني و حتي ضربه‌هاي اسكلتي يا ماهيچه‌اي را به راحتي تشخيص دهد. علاوه بر اين پزشك مي‌تواند از اين روش به عنوان ابزاري مناسب براي شناسايي تومورهاي احتمالي، اندازه و موقعيت آنها و همچنين ميزان پيشرفت بافت سرطاني و مقايسه آن نسبت به بافت‌هاي اطراف استفاده كند.

ارتباط آلودگي هوا با ديابت

همه می‌دانیم كه آلودگی هوا ممكن است سبب مشكلات تنفسی ازجمله بیماری آسم و حتی سرطان شود، اما آلودگی بر دیابت بخصوص دیابت نوع 2 كه بيشتر ناشی از تغذیه نامناسب و كاهش فعالیت جسمی است نيز موثر است. محققان در شهر دوسلدورف آلمان، شرايط آب و هوايي محل زندگي حدود 2000 زن را طی 16 سال تحت بررسی قرار دادند و متوجه شدند، اكثر زناني كه در معرض هوای آلوده بودند، به دیابت مبتلا شدند. محققان آمریكایی نیز در تحقیقات خود نشان داده‌اند افرادی كه بیشتر در معرض هوای آلوده قرار می‌گیرند، احتمال خطر ابتلا به دیابت نوع 2 بالاتري دارند چرا كه ذرات معلق در هوا باعث مقاومت به انسولین می‌شود كه این امر خود افزايش احتمال ابتلا به دیابت نوع 2 را به همراه دارد (البته نمی‌توان آلودگی هوا را به تنهایی سبب افزایش خطر ابتلا به دیابت دانست).
نتایج برخی تحقیقات ديگر نیز نشان داده است، سمومی كه برای دفع آفات گیاهی استفاده می‌شود، می‌تواند ابتلا به دیابت نوع 2 را افزایش دهد. از طرفي ديگر تحقیقات متعدد سال‌های اخیر نشان می‌دهند مصرف مواد شیمیایی سبب بروز برخی مشكلات در سلامتی می‌شوند به عنوان مثال وسایل پلاستیكی و حتی قوطی‌های كنسرو حاوی موادی هستند كه اگرچه تاكنون بی‌ضرر محسوب می‌شدند، اما ممكن است خطرناك باشند. نتایج پژوهش اخیر محققان انگلیسی روی 3000 نفر نشان داد در افرادی كه خونشان حاوی مقدار بیشتری BPA (نوعي پليمر) بوده، موارد ابتلا به دیابت نوع 2 و گرفتگی عروق قلبی نیز بیشتر بوده است. به همین دلیل سازمان غذا و داروی آمریكا (FDA) اعلام كرد كه از ژانویه 2010 باید مواد غذایی نوزادان و كودكان در ظروف بدون BPA نگهداری شود! به هر حال در شرايطي كه همچنان وجود رابطه بین سموم گیاهی، BPA و ابتلا به دیابت مورد بحث و اختلاف‌نظر است و بيشتر نتايج روي اثرات منفي آلودگي هوا بر افراد از نظر احتمال ابتلا به ديابت تاكيد دارند، اما محققان معتقدند لازم است در این مورد تحقیقات بیشتری صورت گیرد ازجمله این كه این مواد مضر چگونه در بدن اثر می‌گذارند؟ یا چه زمانی این مواد مضر به بدن ضرر بیشتری می‌رسانند؛ در زمان كودكی یا بزرگسالی و...؟ در هر صورت برای پیشگیری از ابتلا به ديابت ـ چه در مورد خودمان و چه اطرافیان‌مان ـ لازم است برخی موارد را رعایت كنیم كه مهم‌ترین آنها ترك سیگار و دورشدن از هوای آلوده است.

چرا اغلب كودكان تازه متولد شده چشماني آبي رنگ دارند؟

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد كه چرا اغلب كودكان تازه متولد شده چشماني آبي رنگ دارند؟ يا اين كه چرا رنگ چشم افراد متفاوت است؟ به نظر شما چه رنگدانه‌اي در بدن ما وجود دارد كه موجب مي‌شود برخي از افراد چشماني به رنگ آبي، به رنگ خاكستري و گروهي ديگر چشمان قهوه‌اي داشته باشند؟ بررسي‌ها و مطالعات انجام شده نشان مي‌دهند، رنگدانه‌اي موسوم به ملانين كه رنگدانه‌اي به رنگ قهوه‌اي تيره يا سياه‌رنگ است در تعيين رنگ مو و پوست بدن نقش مهمي را بر عهده دارد و‌ در تغيير رنگ چشم افراد نيز تاثيرگذار است. در بدو تولد هنوز توليد اين رنگدانه در بدن كودك تازه متولد شده متوقف نشده و همچنان ادامه دارد.
در نخستين سال زندگي از بدو تولد با تكامل ساختار چشم‌ها، سطح ملانين توليد شده در بدن افزايش مي‌يابد و در نتيجه عنبيه كه در حقيقت همان قسمت رنگي چشم است،‌به تدريج تغيير رنگ مي‌دهد و به عبارتي رنگ آن از رنگ آبي كودكي به رنگ دائمي چشم كه براساس سطح ملانين موجود در بدن افراد تعيين مي‌شود، تغيير پيدا خواهد كرد، اما فكر مي‌كنيد چه عاملي موجب مي‌شود ما انسان‌ها چشم‌هايي به رنگ سبز، عسلي، قهوه‌‌اي يا سياه داشته باشيم؟
به‌رغم اين كه چشم ما انسان‌ها مي‌تواند رنگ‌هاي متفاوتي داشته باشد، رنگ اصلي رنگدانه‌‌اي كه در چشم همه افراد وجود دارد يكسان است. ملانين رنگدانه‌اي است كه يك طيف رنگي با اختلاف بسيار اندك و جزئي از رنگ زرد تا قهوه‌اي را شامل مي‌شود. بنابراين بايد اين نكته را خاطرنشان كرد كه اختلاف رنگ چشم افراد به علت اختلاف رنگ رنگدانه موجود در عنبيه چشم‌ها نيست بلكه اين اختلاف رنگ ناشي از مقدار رنگدانه‌اي است كه در عنبيه چشم ساخته مي‌شود. در حقيقت هر چه مقدار ملانين توليد شده داخل عنبيه چشم افراد بيشتر باشد، رنگ چشم در طيفي از رنگ آبي روشن تا آبي تيره، سبز، عسلي يا قهوه‌اي‌رنگ تغيير مي‌كند و به همين علت به‌رغم اين كه ملانين تنها رنگدانه‌اي است كه در چشم يافت مي‌شود رنگ چشم افراد مختلف متفاوت است. البته ممكن است اين سوال در ذهن شما مطرح شود كه چرا كودكان تازه متولد شده چشماني آبي رنگ دارند و اين كه چرا رنگ چشم نوزادان كه در حقيقت به علت عدم پايان يافتن فرآيند توليد ملانين در بدن هنوز به رنگ واقعي نيست نمي‌تواند به رنگ‌هاي ديگري همچون صورتي يا حتي سفيد باشد؟ حقيقت اين است كه در بدو توليد، عنبيه چشم بي‌رنگ است. در طبيعت چيزهايي مثل آسمان يا‌ آب كه بي‌رنگ هستند يا به عبارتي ديگر هيچ رنگي ندارند به رنگ آبي ديده مي‌شوند،چرا كه در ميان رنگ‌هاي مرئي در طيف بينايي، رنگ‌ آبي بيشترين بازتاب يا انعكاس را دارد. پيش از اين كه ملانين در عنبيه چشم ساخته شود، عنبيه چشم نمي‌تواند هيچ رنگي را منعكس كند و به همين علت در بدو تولد، چشم نوزادان همچون آسمان يا دريا به رنگ آبي ديده مي‌شود.

چرا پسرم از من بلندتر است؟

عوامل تاثيرگذار بر قد انسان، 70 درصد ژنتيكي و 30 درصد تحت تاثير محيط و شرايط زندگي است. ژن‌هاي متعددي قد نهايي انسان را رقم مي‌زنند و در نتيجه عوامل ژنتيكي پيچيده‌اي دست به دست هم مي‌دهند تا قد نهايي فرد مشخص شود. زنان از 15 سالگي به بعد بلندتر نمي‌شوند در حالي كه مردان تا 18 سالگي به رشد قدي خود ادامه مي‌دهند و به دليل برخي ژن‌هاي تعيين‌كننده قد (كروموزوم y)، مردان از زنان بلند قدتر هستند. اگر پدر و مادري هم قد باشند دخترانشان تقريبا همقد والدينشان هستند، اما پسرانشان قد بلندتر خواهند شد، زيرا زماني كه مادر و پدري هم قد باشند، ژن‌هاي قد و قامت زن ـ كه از والدينش به ارث رسيده است ـ بايد بيشتر از همسر خود باشد كه اين ژن‌ها به پسرانش نيز منتقل شود. ضمن آن كه به طور معمول، زنان با مردان قد بلندتر از خود ازدواج مي‌كنند كه همين منجر به قد بلندي پسرانشان مي‌شود. پسران زماني كوتاه‌قد‌تر از مادران خود مي‌شوند كه پدري كوتاه‌تر از مادرشان داشته باشند. البته برخي عوامل محيطي هم مي‌تواند جايگزين تاثيرات ژنتيكي باشد.

خواص درماني اكاليپتوس

استفاده درماني از برگ‌هاي گياه اكاليپتوس در قرن 19 ميلادي در غرب مطرح شد. بسياري از دانشمندان ديگر هم اسانس اكاليپتوس را داراي اثر ضدميكروب وبا و ميكروارگانيزم‌هاي ديگر مي‌دانند. در قديم از برگ اكاليپتوس به عنوان مرهم براي انواع زخم‌ها و التهابات و از جوشانده آن در فرآورده‌هاي خوراكي استفاده مي‌كردند. بيشترين اثر اكاليپتوس، مربوط به اسانس موجود در برگ‌هاي اين گياه است كه داراي خاصيت ضداحتقان و ضدميكروبي است. تنفس اسانس يا بخور اكاليپتوس توسط ريه‌ها باعث اثرات ضد احتقان، خلط‌آور، ضد‌ميكروبي و كاهش تورم غشاي مخاطي گلو مي‌شود. همچنين چاي تهيه شده از برگ اكاليپتوس در برونشيت، ورم گلو و كاهش سرفه، موثر و مفيد است. داروهاي خوراكي به دست آمده از آن نيز در مشكلات روده‌اي ـ معده‌اي و مثانه كاربرد دارند. همچنين اسانس اكاليپتوس در بسياري از فرآورده‌هاي غيردارويي مانند شيريني‌ها، آدامس، صابون و اسپري‌ها مصرف مي‌شود. از سوي ديگر پماد حاصل از اسانس اكاليپتوس دفع‌كننده حشرات است.
براي استفاده از برگ تازه يا خشك اكاليپتوس به عنوان بخور مي‌توان حدود 20 گرم برگ خشك يا دو برابر اين ميزان برگ تازه را در ظرفي از آب ريخت و جوشاند. البته فرآورده‌هاي اكاليپتوس اغلب به شكل بخور و به صورت محلول هيدروالكلي در داروخانه‌ها به فروش مي‌رسند. همچنين شكلات و آدامس‌هاي تهيه شده از اسانس اكاليپتوس در سال‌هاي اخير به بازار عرضه شده‌اند كه ضمن ضدعفوني كردن دهان و گلو باعث رفع احتقان سريع بيني نيز مي‌شوند.
از ديگر كاربردهاي اين گياه مي‌توان به نقش آن در بهبود علائم سرماخوردگي و گلودرد اشاره كرد. به اين منظور از خوراكي از برگ خرد شده اكاليپتوس به عنوان خلط‌آور مي‌توان استفاده كرد. براي تهيه آن روي نصف قاشق چايخوري برگ خرد شده اكاليپتوس يك ليوان آب جوش مي‌ريزيم و 10 دقيقه صبر مي‌كنيم، سپس جوشانده را صاف مي‌كنيم و كم‌كم مي‌نوشيم. اين مقدار مصرف را مي‌توان 3 بار در روز تكرار كرد. البته نبايد فراموش كنيد كه اسانس اكاليپتوس هرگز به صورت خوراكي نبايد مصرف شود.
مصرف مقدار زياد فرآورده‌هاي خوراكي اكاليپتوس مي‌تواند باعث ايجاد اسهال و استفراغ شود. همچنين اسانس بعضي از گونه‌هاي آن حساسيت‌زاست و باعث تحريك پوست يا غشاي مخاطي مي‌شوند. فرآورده‌هاي حاصل از اسانس اكاليپتوس را نبايد روي صورت استفاده كرد، چون ممكن است باعث قرمزي و تحريك پوست شود. همچنين از قرار دادن اين محصول در جلو يا داخل بيني نوزادان و كودكان خودداري شود. در ضمن بهتر است در بارداري از استفاده خوراكي اسانس خودداري شود. همچنين در دوران شيردهي نيز بهتر است، مصرف نشود چون ممكن است باعث تهوع و استفراغ شود.

ویتامین

بدن انسان عملكرد متفاوتي دارد و بدون ويتامين‌ها نمي‌تواند اين عملكرد را تنظيم كند. ويتامين‌ها از قوي‌ترين كمك‌كننده‌هاي سيستم دفاعي بدن هستند. علاوه بر اين، براي فعال كردن آنزيم‌ها نيز نقش بسيار مهمي دارند و براي تجزيه مواد غذايي چون پروتئين‌ها، كربوهيدرات‌ها و نيز چربي‌ها در سيستم گوارش مورد نيازند.
هر ويتاميني كاركرد مشخصي دارد. بدن انسان نمي‌تواند به تنهايي ويتامين‌ها را بسازد. در نتيجه بايد مقدار ويتامين لازم از طريق مواد غذايي به بدن برسد. با توجه به اين‌كه تمام عملكردهاي پيچيده بدن تاثيرات متقابل روي هم دارند، به همين دليل به ميزان معيني ويتامين، املاح و مواد غذايي نياز داريم. غالبا تغذيه ما يكنواخت شده و علت آن ممكن است ناآگاهي، راحت‌طلبي، محدوديت‌هاي زماني ناشي از شغل و رژيم‌هاي نامناسب براي كاهش وزن و... باشد. اين بي‌توجهي به تغذيه صحيح منجر به كمبود ويتامين مي‌شود.
سال‌هاي اخير، نقطه عطفي در صنعت داروسازي بوده است. آمار توليد و مصرف ويتامين‌ها نشان‌دهنده شتابي روز افزون است! در سال 1993، كشور انگلستان حدود 293 ميليون پوند براي ويتامين‌ها، املاح و ساير داروهاي مشابه هزينه كرد. اين رقم سال 1997 به 321 ميليون پوند رسيد. افزايش آگاهي نسبت به سلامت و علاقه به درمان‌هاي طبيعي، توجيه‌كننده اين افزايش 5 ساله است. از سوي ديگر در اين كشور، سالانه بيش از 8 ميليون پوند براي تبليغات اين داروها هزينه مي‌شود. تبليغات شركت‌هاي سازنده ادعا مي‌كنند كه ويتامين‌ها دارو نيستند بلكه جزو مواد طبيعي به شمار مي‌روند كه همچون غذاي روزانه، مصرفشان بلامانع است، اما آيا براستي چنين است؟ مگر نه اين‌كه ويتامين مورد نياز بدن، حد معيني دارد؟ پس مصرف بيش از حد نياز چه عوارضي در پي خواهد داشت؟ آيا اين ميزان معين نيز الزاما بايد به وسيله داروها تامين شود؟
ادامه نوشته

فشار خون بالا

بارها شنيده‌‌ايد كه رمز تندرستي در تغذيه مناسب و ورزش كردن است؛ موضوع مهمي كه بايد از دوران كودكي در هر فرد نهادينه شود، اما اغلب از اين مهم غافل هستيم و كمتر به آن توجه داريم و زماني به عمق فاجعه پي مي‌بريم كه دچار عوارض جبران‌ناپذيري شويم. البته در برخي بيماري‌ها همچون پر فشاري خون، توارث نقش مهم‌تري ايفا مي‌كند، اما با به كارگيري اين دو مهم و نهادينه شدن آن از دوران كودكي، مي‌توان از بروز زود هنگام بيماري جلوگيري كرد و تا مدت‌ها آن را به تعويق انداخت.
فشار خون يا پر فشاري خون هنگامي رخ مي‌دهد كه فشار خون از حد طبيعي بيشتر باشد. (البته بهتر است اصطلاح پر فشاري خون را به جاي فشار خون به كار ببريم چون زماني كه هر قلب سالمي،خون را به رگ‌ها مي‌فرستد، رگ‌ها در مقابل اين خون مقاومت مي‌كنند كه به آن فشار خون مي‌گوييم.) معمولا فشار طبيعي بايد حداكثر120 ميلي‌متر جيوه (12) و حداقل 80 ميلي‌متر جيوه (8) باشد. نكته قابل توجه اين است كه فشار خون بالا در 3 نوبت متفاوت صبح، زماني كه فرد از خواب برمي‌خيزد، تعيين مي‌شود. فشار خون 90 ميلي‌متر جيوه را خفيف يا ملايم، فشار 95 ميلي‌متر جيوه را متوسط و بيش از 10 ميلي‌متر جيوه را شديد و بيش از 12 ميلي‌متر جيوه را تشديد شده يا خطرناك مي‌گوييم كه باعث عوارض زيادي مي‌شود. بنابراين بالا بودن فشار خون كسي كه تازه از راه رسيده يا تازه از پله‌ها بالا آمده، نشان‌دهنده پرفشاري خون او نيست.
ادامه نوشته

تاریخچه الكترو كارديوگرام يا نوار قلب

الكتروكارديوگرافي يا قلب‌نگاري كه ما آن را به عنوان گرفتن نوار قلب مي‌شناسيم از جمله روش‌هاي بررسي و سنجش شاخص‌هاي قلبي و عروقي است. در اين روش فعاليت الكتريكي قلب به وسيله الكترودهايي كه در سطح پوست بدن نصب مي‌شوند، ثبت خواهد شد و پزشكان با استفاده از تغييرات ايجاد شده در امواج ثبت شده به روش الكتروكارديوگرافي مي‌توانند بيماري‌هاي قلبي مختلف نظير التهاب پرده دور قلب، ايجاد لخته خوني كه جريان خون را در ريه مختل مي‌كند و حتي بيماري‌هاي غيرقلبي نظير افزايش يا كاهش غيرعادي سطح كلسيم و پتاسيم در خون كه منجر به تغييرات جريان الكتريكي در قلب مي‌شوند، شناسايي و درمان كنند. سال 1878 ميلادي 2 محقق انگليسي موفق شدند براي نخستين‌بار امواج الكتريكي قلب يك قورباغه را ثبت كنند و پس از آن آگوستوس والر، از محققان يك مركز پزشكي در لندن، اطلاعاتي را درباره نخستين امواج الكتريكي ثبت شده از قلب انسان اعلام كرد و در حقيقت آگوستوس والر نخستين فردي بود كه اين امواج را الكتروكارديوگرام نامگذاري كرد. سال 1891 محققان تغييراتي در عملكرد سيستم‌‌هايي كه از آنها براي ثبت امواج الكتريكي قلب استفاده مي‌شد ايجاد كردند و نشان دادند در هر ضربان قلب شاهد يك سري تغييرات 3 مرحله‌اي در جريان الكتريكي عبوري از قلب خواهيم بود. همچنين ويليام بيليس نشان داد بين تپش دهليزي و بطني يك تاخير 13‌/‌0 ثانيه‌اي وجود دارد. به‌رغم تحقيقات بسيار زيادي كه درباره چگونگي تفسير منحني ثبت شده از تغييرات جريان الكتريكي قلب انجام شده بود، ويلم اينتوون، نخستين فردي بود كه موفق شد 5 مرحله مختلف در جريان الكتريكي قلب را كه در يك الكتروكارديوم ثبت شده و به وضوح قابل مشاهده هستند از هم مجزا سازد و يك نام اختصاصي را براي هر يك از اين مراحل انتخاب كند. به اين ترتيب ويلم اينتوون با اختراع يك سيستم استاندارد براي ثبت امواج الكتريكي قلب، نام خود را به عنوان مخترع الكتروكارديوگراف به ثبت رساند و به خاطر اين اختراع جايزه نوبل پزشكي سال 1924 را از آن خود ساخت. هر ضربان قلب با يك تكانه الكتريكي از سلول‌هاي تخصص يافته‌اي در حفره بالاي قسمت سمت راست قلب شروع ‌شده و سپس به ديگر قسمت‌هاي قلب هدايت مي‌شود كه در نتيجه موجب انقباض قلب و انتقال خون از قلب به قسمت‌هاي مختلف بدن خواهد شد. اين امواج در سطح پوست بدن هم قابل تشخيص هستند. اين در حالي است كه بسياري از مشكلات و بيماري‌هاي قلبي بر الگوي طبيعي نوار قلب ثبت شده تاثير مي‌گذارند و در نتيجه بررسي نوار قلبي بيماران مي‌تواند راهكار مناسبي براي تشخيص بيماري فرد باشد. مي‌توان گفت اين اختراع امروزه به عنوان يك تست تشخيصي ساده و كم‌هزينه اطلاعات زيادي را درباره چگونگي عملكرد قلب در اختيار پزشك قرار مي‌دهد كه گاهي مي‌تواند جان بيمار را از مرگ نجات دهد.